صفحه‌اصلی اخبار وقتی مهرنامه راه ناتمام رجوی و بنی صدر درباره آیت را پی می گیرد
 

وقتی مهرنامه راه ناتمام رجوی و بنی صدر درباره آیت را پی می گیرد

آقای قوچانی عزیز، یا چشم نداری یا وجدان

وقتی مهرنامه راه ناتمام رجوی و بنی صدر درباره آیت را پی می گیرد

گروه تاریخ رجانیوز- وحید خضاب: تاریخ ابتدای انقلاب و خصوصا سالهای 57 تا 60، ماجراهای جنجالی کم به خود ندیده است، اما در بین این ماجراها، ماجرای موسوم به «نوار آیت» جایگاه خاصی دارد. و این جایگاهی است که این ماجرا تا امروز هم برای خود حفظ کرده است. اجمال ماجرا این است که کسی که توانسته بود طی مدتی رفت و آمد با دکتر سید حسن آیت، نوعی امکان گفتگوی شخصی با او برای خود فراهم کند، در ابتدای سال 59 طی دو جلسه  در منزل شخصی آیت و در فضایی مطلقا خصوصی حاضر شده و با پرسیدن سؤالهای جهت دار، خواسته بود از دکتر آیت جوابهای توطئه گرانه بیرون بکشد و البته موفق نشده بود، ولی از آنجا که جلسه را طی کاری ناجوانمردانه ضبط کرده بود، این متن را در اختیار روزنامه انقلاب اسلامی بنی صدر قرار داد و آنها هم طی یک جنجال کم سابقه رسانه ای متن این دو نوار را منتشر کرده و تلاش نمودند ثابت کنند آیت در حال توطئه و کودتا علیه نظام بوده است. توضیح تفصیلی ماجرا و اینکه آیت واقعا در آن نوار چه گفته بود، باشد وعده ما به خوانندگان رجانیوز اما مسئله اینجاست که سید حسن آیت با قاطعیت مدعی بود این متن منتشر شده تحریف شده است و حتی بعدها از طریق یکی از نیروهای حزب اللهی که توانسته بود در دفتر بنی صدر حاضر شود، اصل نوار را به دست آورده و سندی بر این ادعای خود داشت.

 

اما مهم تر این است که با وجود منتشر شدن متن این نوار (یعنی همان متنی که بنی صدری ها منتشر کردند) در روزنامه های انقلاب اسلامی، اطلاعات، کیهان، جمهوری اسلامی و نشریه مجاهد، بعضی ها اصرار داشتند چیزهایی که مطلقا در نوار گفته نشده بوده را به عنوان حرفهای گفته شده جلوه دهند و خصوصا با تحریف معنوی آن، مدعی شوند که این نوار، طرح توطئه برای براندازی بوده است. اگر در آن زمان این اتفاقات می افتاد طبیعی به نظر می رسید، اما مسئله اینجاست که امروز و بعد از 32 سال از آن ماجرا، نشریه مهرنامه، در مطلبی به قلم محمد قوچانی (یعنی کسی که مدعی است درباره آیت نباید افسانه سرایی کرد) داستانی به سبک قصه های خانم مارپل نوشته و جانفشانی های فراوان کرده که با ربط دادن آسمان به ریسمان به سبک «کلنگ از آسمان افتاد نشکست/وگرنه من کجا و بی وفایی» به زبان بی زبانی بگوید که بقایی جاسوس سیا و چه و چه بود، آیت هم به شرح ایضا.

ما با صدای بلند اعلام می کنیم که جناب آقای سید حسن آیت را معصوم نمی دانیم، و حتی اگر کسی واقعا چنین نظری راجع به او داشته باشد و مستنداتی ارائه کند هم او را به چوب کفر و زندقه نمی رانیم، اما ناراحتی در این است که در این مطلب، برای اثبات ضدانقلاب بودن آیت بعضا به همان دروغ های شاخدار تیم رسانه ای بنی صدر و رجوی تمسک شده که اتفاقا یکی از عجیب ترین آنها مربوط به نوار آیت است. کجا؟ در آنجا که آقای محمد قوچانی نوشته: «آیت حتی در "نوار آیت" همزمان با آرزو برای عزل بنی صدر ....»[1] و برای این «آرزو»، مطلقا سند و منبعی ذکر نکرده است. فاجعه آمیز تر آنکه کمی جلوتر (شاید برای آنکه مطمئن شود خواننده درباره نظر او درباب نوار آیت خوب شیر فهم شده است) این چنین نوشته : «سید حسن آی در نوار مشهور آیت (کاستی که فاش شد و دربرگیرنده برنامه های آیت برای عزل بنی صدر بود) می گوید ... »[2]

اما آیا واقعیت همین طور است که این نشریه مدعی طرفداری از کرامت انسان عرضه کرده؟

شاید بهتر از هرچیز رجوع به خود متنی باشد که در روزنامه انقلاب اسلامی (متعلق به بنی صدر) و نشریه مجاهد (ارگان سازمان مجاهدین خلق) منتشر شده، یعن متن منتشره توسط اصطلاحا «الدّ الخصام» آیت.

در این دو منبع، به یک متن واحد بر می خوریم. برای آنکه درک کنیم آیا واقعا آیت در این دو نوار «آرزوی عزل بنی صدر» را داشته و یا از آن بالاتر «برای عزل بنی صدر برنامه ریزی می کرده» یا اینکه اساسا ماجرا برعکس بوده، خواندن برخی قسمت های دو نوار کافی است. همانطور که گفتیم، برای اینکه جای هیچ شک و شبهه ای باقی نماند این موارد را عینا از روی همان دو نشریه ذکر می کنیم:

«ما مطلع هستیم اینها [مجاهدین خلق] می خواند بنی صدر را اصالت بدهند در مقابل امام. تمام کارشان این است. تا حالا که نتوانسته اند بعدش هم نمی توانند. کاری ازشان ساخته نیست. [3]... من حدسم این است که بنی صدر خیلی دوام نمی آورد، گرچه من تلاش می کنم که برای چهار سال آینده دوام بیاورد، لا اقل ما یک مدتی وقت داشته باشیم برای اینکه خودمان را بهتر بشناسیم. ... [4] ... یعنی به طور کلی اگر بشود به نحوی کار کرد که کجدار و مریز باشد، چون رویه اش خودش غلط است، خودش زود دارد خودش را به طرف نابودی می برد ... مجلس که بیاید [افتتاح شود] یک ارگان انتخابی است و به این عنوان می تواند بایستد مقابل رئیس جمهور و خواهد ایستاد اگر بخواهد راه کج برود. این است که خودش را ساقط می کند. ما کوشش می کنیم به آن حادّی نشودکار فعلاً که ساقط بشود. اما اگر هم خب حاد شد، باید آمادگی داشته باشیم در هر لحظه که جلویش را بگیریم ...

[سوال مخاطب نوار:] الان چه روشی اقتضا می کند و اینکه آیا ما توی بچه ها مسئله نظامی را مطرح بکنیم و یا نه؟ و اگر مطذح می کنیم به چه شکلی مطرح کینیم چون خیلی مسئله است یعنی مسئله ...

[آیت با ناتمام گذاشتن سؤال جهت دار مخاطب:] « مسئله یکی مسئله سیاسی است ... کار ما هم عمدتا الان سیاسی است یعنی باید افراد بدانند تبلیغات سیاسی، جهت گیری سیاسی  چیست. این فن را یاد بگیرند. [5]

... بنی صدر و بازرگان هر دوشان یک لجاجت ها و سماجت خارج از قانون دارند [6]

... ما باید کارمان را بکنیم، اتفاقاً در مجلس کاری که می کنیم که بتوانیم همین کار را بکنیم، این است که نگذاریم بنی صدر از چهارچوب قانون خارج بشود [7]

... [بنی صدر] با امام درگیر شده مقابل امام ... حالا اگر این امر به عنوان یک چیز عادی بگی فردا می گذراند به پای مخالفت. ولی به طور عادی بنی صدر کار خلاف مقابل دانشجویان خط امام ایستاده، فلان می کند. اینها روی مردم تأثیر می گذراد. مردم حسن نیست دارند. الان هم مردم در اثر این حرفهای بنی صدر ازش زده شده اند .[8] ... [بنی صدر توان چندانی برای حل مشکلات مردم ندارد] منتهی خطری داره، نفهمی و کم کاریش خطری دارد که باید خیلی مراقب بود. [9]

... فرصت زیادی نمی تواند دوام بیاورد و بالاخره دستش رو می شود. من فکر می کنم با مجلس هم خواه ناخواه درگیری خواهد داشت. اول نه، ممکن است که اول مجلس زیاد مخالف نباشد چون حالا رئیس جمهوری است ما ها حمایت می کنیم و این حرفها. ولی آنقدر کج سلیقه است که درگیری قطعی است و ما باید خودمان را برای روزی آماده کنیم که این ممکن است استعفا کند. گرچه بعید می دانم ولی به هر حال نا چار می شوند بگذارندش کنار. [10]

... کار اجرایی هم که افتاده دست بنی صدر، بگذار بیفتد. ما می خواهیم در مسئولیت کمتر باشیم. ضمن اینکه مراقبت بکنیم که این، سقوط کلی نظام را در بر نداشته باشد. [11]

 ... همین [رابطه با سازمان مجاهدین خلق] خوردش می کنه. همین خوردش می کنه. چون تنها ما که نیستیم. امام هم هست. امام خام که نیست. کاملا مراقب جریانه. [12] ... خط امام و خط بنی صدر دوتاست و بنی صدر نمی خواهد که بگذارد که مردم بفهمند این خط دوتاست. [...] به نحوی این باید تبلیغ بشود غیر مستقیم که تمام مردم پایین تشخیص بدهند. تمام مردم باید بفهمند که اگر بنی صدر بود، اصلاً این انقلاب از بین می رود.[13]»

حالا واقعا ببینید تفاوت ره از کجاست تا به کجا. همانطور که واضح است شهید آیت در تحلیلی اعلام کرده خط بنی صدر و امام دو خط جداگانه است و باید مردم را در این زمینه روشن کرد، در عین حال در یک پیش بینی اِخباری گفته احتمالا بنی صدر به دلیل مشکلات خودش، شخضا خودش را به سمت سقوط می برد و مجلس هم ناچار به بر خورد با او شد (یعنی اینطور می شود نه اینکه باید اینطور بشود) و در آن قسمت هایی که به خودش مربوط بوده تأکید کرده فعلا بیرون بودن از قدرت اجرایی بهتر است و تمام تلاشش را خواهد کرد که بنی صدر دوام بیاود. چنانکه می بینیم  مخالفان آیت با خلط ناجوانمردانه بخش های مختلف نوار و خصوصا اِنشایی جلوه دادن صحبت های اِخباری او،[14] سعی داشتند این نوار را توطئه ای علیه نظام یا دستکم بنی صدر معرفی کنند. مثل اینکه شهید آیت به عنوا یک کارشناس مسائل زلزله بگوید من احتمال می دهم امسال در بم زلزله می آید، و وقتی زلزله آمد همه بگویند این زلزله کار آیت بود! یا بگویند آیت گفته بود باید کاری کنیم که در بم زلزله بیاید!

 آیا واقعا جمله «من تلاش می کنم که برای چهار سال آینده دوام بیاورد» به معنای برنامه برای عزل کردن بنی صدر است؟

آیا جملات «این است که خودش را ساقط می کند. ما کوشش می کنیم به آن حادّی نشود کار فعلاً که ساقط بشود» به معنای آرزوی عزل بنی صدر است؟

 

گفتنی درباره این پرونده مهرنامه بسیار است و ان شاء الله خواهیم گفت ولی فقط می خواهم در انتها چند سؤال از جناب آقای قوچانیِ مؤمنِ روشنفکرِ دینیِ اصلاح طلبِ مسلمانِ اخلاق مدار بپرسم: آقای قوچانی عزیز، چرا اصرار دارید راه ناتمام بنی صدر و رجوی را (آن هم بعد از سی سال) ادامه دهید؟ آقای قوچانی عزیز، گیرم به قول شما «احیای آیت» برای ما سودی داشته باشد اما احیای دروغ های رجوی و بنی صدر برای شما چه سودی دارد؟ آقای قوچانی عزیز، شما که این مقاله را نوشتید، آیا بدون مراجعه به متن منتشره نوار چنین نسبتی به آیتِ شهید دادید یا آنکه متن را دیدید و چنین کردید؟ آقای قوچانی عزیز، چشم نداشتید یا وجدان؟ من شما را از نزدیک دیده ام و مطمئنم که چشم دارید.

 

پی نوشتها:

1-ماهنامه مهرنامه، شماره 24، صفحه 83

2- همان، صفحه 84

3-روزنامه انقلاب اسلامی، شماره 282، مورخ 28 خرداد 1359، صفحه 12. کلیه متن دو نوار و از جمله، مطالبی که در این بند و بندهای زیر نقل کرده ایم را می توانید عینا در نشریه مجاهد، شماره 92، مورخ 31 خرداد 59، صفحات 1 و 3 و 4 و 5 بیابید.

4- روزنامه انقلاب اسلامی، شماره 283، مورخ 29 خرداد 1359، صفحه 1

5- همان، صفحه 2

6- همانجا

7-همانجا

8- همان، صفحه 2 و صفحه 12

9- همان، صفحه 12

10- همانجا

11- همانجا

12- همانجا

13- همانجا

 

منبع: سایت رجانیوز http://rajanews.com/detail.asp?id=136998