صفحه‌اصلی خاطرات مصاحبه اختصاصی با دکتر محمود کاشانی: ترور آیت یک ترور سفارشی و یک قتل سیاسی بود.
 

مصاحبه اختصاصی با دکتر محمود کاشانی: ترور آیت یک ترور سفارشی و یک قتل سیاسی بود.

مصاحبه اختصاصی با دکتر محمود کاشانی
  ترور آیت یک ترور سفارشی و یک قتل سیاسی بود.      
 سید محمود مصطفوی کاشانی فرزند آیت الله کاشانی متولد سال ۱۳۲۱ هجری شمسی در تهران، فعال سیاسی و حقوق‌دان ایرانی است. وی در سال ۱۳۵۰ از دانشگاه تهران دکتری حقوق خصوصی گرفت و از سال ۱۳۵۱ تاکنون عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی می‌باشد. سید محمود کاشانی و حسن آیت از اعضای شورای مرکزی اولیه حزب جمهوری اسلامی بودند.  کاشانی همچنین داور ارشد جمهوری اسلامی ایران در دیوان داوری ایران و ایالات متحده آمریکا، برای حل و فصل دعاوی میان دو دولت و اتباع دولت آمریکا علیه ایران در سال های ۱۳۵۹ تا پایان ۱۳۶۳ در لاهه- هلند بوده است.                                                                                      
 -----------------------------
به عنوان اولین سوال، نخستین باری که شهید آیت را دید کجا بود؟
در سال 1340 بود. در آن هنگام دکتر علی امینی روی کار آمده بود و انتخابات دوره بیستم را ابطال کرده بود ودرواقع  یک فضای بازی در جامعه بوجود آمده بود. در این فضای باز سیاسی روزنامه اطلاعات یک کرسی آزاد دانشجویی تشکیل داد و دانشجویان  نیز در این جلسات با استفاده از فرصت پیش آمده در رابطه با مسائل کشور اظهارنظرو  سخنرانی میکردند. در آن هنگام من دانش آموز سال آخر دبیرستان دارالفنون بودم و به دلیل علاقه ای که داشتم دراین جلسات شرکت میکردم . در این جلسات مرحوم آیت نقش فعالی داشت و به عناوین گوناگون سخنرانی میکرد و همین دیدار اولیه من را با مرحوم آیت بوجود آورد
ایشان همیشه  در سخنرانی های خود نسبت به  نفوذ در بدنه انقلاب هشدار میدهند به  نظر شما چرا ایشان  انقدر نسبت به این موضوع نگران بودند ؟
ابتدا لازم هست این نکته راعرض کنم که ایشان آشنائی های بسیارگسترده ای با تاریخ ایران  داشت وبه همین دلیل بعنوان دبیر سیاسی حزب انتخاب شدند . پس ازتشکیل حزب جمهوری ، پیشنهاد شد که شورای مرکزی حزب به 30 نفر گسترش پیدا کند به این ترتیب گروه هایی هم در جریان حزب نفوذ کردند که میتوانم بگویم اینها حتی اعتقادی به سران حزب هم نداشتند و برای یک مأموریتی به هر حال وارد جریان سیاسی حزب جمهوری اسلامی شدند.
شهید آیت باتوجه به تجربه شکست نهضت ملی ایران و نقشی که مصدق در این شکست به عهده داشت و همینطور سازماندهی سیاست های خارجی و مهره هایی که گردآوری کردند برای اینکه بتوانند نهضت ملی ایران را از درون متلاشی کنندنسبت به این نفوذ همیشه هشدار میدادند و به شدت نگران این جریان نفوذی در حزب ومجلس بودند.
اما گروه های وابسته به بیگانه جریان های نفوذی خودشان را آغاز کرده بودند و البته در رأس همه اینها بنی صدر را وارد صحنه کردند و با وجود اینکه او هیچگونه صلاحیتی نداشت ، ولی با تبلیغات گسترده ای وعناوین مختلف او را به مرحله ریاست جمهوری رساندند.
شهید آیت اولین کسی بود که درحقیقت نقش منفی بنی صدر را شناسایی کرد و با شجاعت در برابر او ایستاد و درمقام معرفی ماهیت بنی صدر برآمد. جریان وابسته به بنی صدر هم که در مجلس وارد شده بودند ،بخوبی این حقیقت را درک میکردند که آیت یک فرد قدرتمندی است که قدرت بیان و اطلاعات تاریخی  گسترده ای دارد که میتواند در برابر این جریان ایستادگی کند و به همین دلیل بودحقیقت  با اعتبارنامه او مخالفت کردندتا بتوانند موجبات اخراج او را از مجلس فراهم کنند.
چرا در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری حزب پس از حذف جلال الدین فارسی از کاندیداتوری شهید آیت حمایت نکرد؟
به هر حال سمپاشی علیه آیت همان موقع هم وجود داشت یعنی گروهی که درون روزنامه حزب اجتماع کرده بودند درباره شهید آیت سمپاشی میکردند. و در یک چنین شرایطی به هرحال حزب نمی توانست تصمیم قاطع بگیرد و درواقع میتوانم بگویم یک حالت  وادادگی درحزب بوجود آمده بود ودراین نابسامانی که پیدا شد درواقع از حسن حبیبی را بعنوان نامزد حمایت کردند.
شهید آیت به شدت با جریانی که از سوی میر حسین موسوی به عنوان سردبیر در روزنامه جمهوری اسلامی دنبال میشد مخالفت میکرد ، با توجه به اینکه شما در شورای مرکزی حزب جمهوری عضویت داشتید دلیل مخالفت ایشان چه بود؟
جریان حزب جمهوری اسلامی یک جریان مثبت و بسیار با اهمیت درکشور بود، به دلیل اینکه در زمان رژیم شاه هیچ حزب سیاسی پا نگرفته بود و اساسا در شرایط استبداد امکان تأسیس احزاب وجود ندارد و اگر این حزب میتوانست همچنان به فعالیت خودش ادامه بدهد، قطعا سرنوشت سیاسی کشور به طرف بهبودی میرفت و کشور از بسیاری از بحران هایی که بعدا اتفاق افتاد نجات پیدا میکرد. سیاست های بیگانه هم نسبت به این حزب بی تفاوت نبودند و به شدت دنبال این بودند که در درون این حزب نفوذ کنند و این حزب را از مسیرخودش خارج کنند و یا تحت کنترل درآورند. در این راستا زمانی که مقرر شد اعضای حزب افزایش پیدا کنند متأسفانه درآن زمان شناخت لازم روی بسیاری ازافرادی که وارد حزب شدند، وجود نداشت. وارد کردن تعدادی از افراد به  شورای مرکزی حزب به علت سوابق مثبتی که داشتند کار مثبتی بود اما افرادی هم درحقیقت بدون بررسی کافی و صرفاً براساس اعتماد انتخاب شدند، ازجمله افرادی که بر پایه این اعتماد انتخاب شدند خود میرحسین موسوی بود که با معرفی آقای موسوی اردبیلی در وارد شورای مرکزی حزب شد.
آقای دکتر فرمودید که موسوی را آقای موسوی اردبیلی آورده بود؟ چون گفته شده که مقام معظم رهبری معرف ایشان بوده ؟
نه .من چون درجریان گسترش اعضای شورای مرکزی حزب بودم  خود شاهد بودم و با قاطعیت این رامیگویم که آقای موسوی اردبیلی معرف آقای میرحسین موسوی بودند.  درآغاز راه هم خب به دلیل اینکه  کسی نمیتواند  فوراً ماهیت افراد را شناسایی کند خط ایشان معلوم نبود . ولی چندی نگذشت که عملا آقای میرحسین موسوی گرایش های خودش را به مصدق آشکار کرد و این دقیقا حقیقتی بود که افراد حزب به ویژه مرحوم آیت شدیدا دربرابرش حساسیت داشتند البته چند نفر دیگری هم در درون شورای مرکزی با میرحسین موسوی ارتباطات بیشتری داشتندکه یک گروهی به وجود آوردند و توانستند روزنامه حزب را به کنترل خودشان دربیارند.
چه کسانی؟
حالا اجازه بدهید من وارد اسامی نشوم. به هرحال اینها عملا روزنامه را از کنترل حزب خارج کردند و در حقیقت ارگان میرحسین موسوی و مبلغ مصدق شدند وبه شدت دربرابر آیت اله کاشانی سانسور برقرار میکردند این نکته را شاید من جایی تا بحال نگفتم و برای اولین بار این مطلب را میگم. من یک مجموعه ای را درباره رویدادهای نهضت ملی ایران از قیام 30 تیر تا 28مرداد که دوران های بسیار پیچیده ی  بود ،نوشتم. هنگامی که من این نوشته را به آقای میرحسین موسوی دادم که در روزنامه جمهوری اسلامی به صورت سلسله مقاله چاپ کنند  ایشان مدتی این مجموعه را نگه داشت و در آخر هم از چاپ آن  جلوگیری کرد. این واقعا یک پدیده ی شگفت انگیزی بود که بدنه وشورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی طرفدار آیت اله کاشانی بودند اما در روزنامه حرب  از انتشاراین مقالات  جلوگیری میشد.از این نمونه ها زیاد بودبه طور مثال در 14 اسفند سال 57 گروهی به هواداری مصدق به احمدآباد رفتند و مردمی که بی اطلاع بودند را به احمدآباد کشاندند خب این جریان برای حزب و به هرحال برای روحانیت خیلی گران تمام شد. از این جهت این بحث پیش آمد که یک مراسمی برای آیت اله کاشانی برگزار بشود و ازطرفی هم  1 ساعت وقت از قطب زاده گرفته شود تا مرحوم آیت ازطرف حزب قضایای تاریخی آن زمان را بازگوکند.  شهید آیت در تلویزیون یک بحث بسیار جالب و جذابی کرد که خیلی هم روی جامعه تأثیرگذاشت  شد اما گروه های مخالف در درون حزب علیه آیت دست به فعالیت زدند. در بیرون از حزب هم این گروه های هوادار مصدق علیه آیت سمپاشی را آغاز کردند. خب این جریان های مسموم عملا روی حزب هم تأثیرمیگذاشت و اگر چه تأثیر بنیادی نمیگذاشت ولی همین ایجاد حساسیتی که روی شهید آیت کرده بودند به هرحال یک مقداری ایجاد مشکل میکرد، به هرحال هر فردی که دل به دریا بزند و وارد برخورد و مبارزه با جریان های انحرافی بشود  بازتاب هایی را هم دریافت میکند و مسلما این بازتاب ها روی شهید آیت تأثیرگذاشت. اما با این وجود نقشی که شهید آیت بازی میکرد و موضع گیری هایی که میکرد  روی حزب تأثیرمیگذاشت و جریان های سیاسی موجود درحزب را به انفعال میکشاند چنانکه این واقعیت را هم حتما شما میدانید که درسال های پس از انفجار حزب جمهوری اسلامی که درواقع ضربه جبران ناپذیری بود ،دیگر حزب نتوانست رو ی پای خودش بایستد و سرانجام درسال های 64 میرحسین موسوی مانع از انتخابات شورای و دبیرحزب شد و آقای هاشمی رفسنجانی هم درواقع عملا با یک مقدمه چینی هایی زمینه انحلال حزب را فراهم کرد.
 
ماجرای نوار آیت چه بود؟
این جریان نواری که ازآیت ضبط کردند  یک کار برنامه ریزی شده بود یک فردی مأمورشده بود ویک گفتگوی خصوصی با شهید آیت را ضبط کرده بود .این کارغیراخلاقی و ناجوانمردانه ای است که یک کسی بیاد با دیگری گفت وگو بکند ولی نیت خودش را آشکار نکند. . حالا شاید شهید آیت دراین گفتگوی  خصوصی بی احتیاطی کرده و مسائلی را که نمی بایسته بگوید  گفته باشد، ولی ما نباید این کار مجرمانه ای که اینها کردند و از باب تجسس آمدندو یک همچین مطالبی را ضبط کردند را نادیده بگیریم خب اینها اگر میخواستند یک گفتگوی شرافتمندانه بکنند باید ضبط صوت را روی میز میگذاشتند تا  او بفهمد درحقیقت با کدام مخاطب گفتگومیکند
این توطئه ا زسوی چه کسانی صورت گرفته بود؟
مسلما بنی صدر وجریانهایی که باهم متحد بودند.درواقع  بنی صدر، گروه نهضت آزادی ،مجاهدین و موسوی بودند.آنها  حتی همین نوار را هم  تحریف کردند و درواقع متن کامل و سخنان آیت را منتشر  نکردند.. اما نکته خیلی مهمی که در   این  توطئه هست  این هست  که شما باید ببینید روزی که خواستند جریان نوار آیت را بعنوان یک برگ برنده و نقطه ضعف و سند محکومیت برای آیت مطرح و از آن بهره برداری سیاسی کنند چه  جریان هایی در سطح کشوربا هم  متحد شدند؟چه روزنامه هایی متحداً در این زمینه عمل کردند؟
روزنامه بنی صدر که خب دشمن آیت بود و او این نوار را تدوین کرده بود، روزنامه کیهان هم که آن زمان زیرنظر ابراهیم یزدی بود ، بنابراین جنجال سازی اینها طبیعی بود.اما  چرا  روزنامه جمهوری اسلامی  که ارگان رسمی حزب بود تیتر اولش نوار آیت بود؟ پس بنابراین شما ببینید که طیف های گوناگون متحد شدند و یک جریان ضد میهنی درست کردند و درحقیقت ازاین موضوع بی اهمیت یا به عبارت دیگر از این کاه یک کوهی ساختند تا بتوانند شهید آیت را از صحنه سیاست خارج کنند.
چرا در این توطئه حزب از شهید آیت حمایت نکرد؟
درحقیقت در حزب تا یک حدی آن جسارت و شهامت وجود نداشت. اگر یک چنین جریانی در فرانسه اتفاق افتاده بود و مرحوم آیت به یک حزب وابسته بود، مسلما آن  حزب از آیت حمایت میکرد ولی درآن زمان اولا در حزب جمهوری طیف های گوناگونی بودند و ثانیا این تجربه سیاسی درایران وجود نداشت و این مرعوبیت یک واقعیتی  در تاریخ ایران هست. که در جامع ایرانی و حتی افراد سطح بالا غالبا این جسارت و شهامت را ندارند که در برابر این توطئه ها با قدرت برخورد کنند .
در جلسه ای که ساعاتی پیش از جلسه انفجار حزب در هفتم تیر  1360برای انتخاب  آقای موسوی برای وزارت خارجه برگزار میشود،شهید آیت به شدت با این مسئله مخالفت میکند وحتی به درگیری لفظی هم میرسد از آن جلسه بگویید ؟
البته من در آن جلسه نبودم  ولی  در هفت تیر در شبی که درواقع آن رویداد فاجعه آمیز اتفاق افتاد، گروه میرحسین موسوی  یک برنامه ای را برای ضربه زدن به آیت و خنثی کردن او ترتیب داده بودند ولی خب  با شکست روبرو شد.
چه برنامه ای؟
آن شبی که انفجار رخ داد  همه تا صبح بیداربودند .من یک تماسی با منزل آیت گرفتم ولی کسی جواب نداد من به شدت نگران بودم که نکند ایشان هم  شهیدشده باشند. ولی نزدیک صبح ایشان تلفن اش را  جواب داد ومعلوم شد که ایشان به آن اجتماع حزب نرفته اند.من صبح  به دیدار ایشان رفتم وایشان جریان آن  شب را برای من کامل تعریف کرد، منتها الان 30 سال از آن  جریان گذشته و جزئیات آنرا حضورذهن ندارم ولی  تا انجایی که به خاطر دارم آن جلسه، درواقع جلسه محاکمه آیت بوده به این معنا که او را از عنوان دبیرسیاسی حزب کنار بگذارند و مسأله دیگر  رأی اعتماد حزب به میرحسین موسوی بوده است  . مرحوم آیت آن  روز به من گفتند، که وقتی این بحث ها پیش آمد  شهید دکتر عباس پور که از سال های دور با آیت آشنایی داشته  و متأسفانه به شهادت  هم رسیدند ،دراین جلسه حضور داشته و چون شهید عباس پور وزیر  نیرو بود ،این شبهه و نگرانی وجود داشت که نکند ایشان  بخاطر حفظ پُست وزارت تسلیم آن گروه بشود مرحوم آیت میگفت : من دیدم که مرحوم دکتر عباس پور برافروخته است و احساس کردم که یک دودلی درون او وجود دارد. ولی موقعی که رأی گیری انجام میشود به نفع مرحوم آیت رأی میدهد . درواقع میتوانم بگویم این هم از رویدادهای مهم تاریخ هست  که شهید عباس پور شرافت خودش را حفظ کرد و در حالیکه در کمتراز یک ساعت بعد به درجه شهادت رسید.
برخی از دوستان شهید آیت میگویند که ایشان در روز شهادتشان اسنادی را بر علیه موسوی همراه داشته است ،شما از محتویات این اسناد اطلاعی دارید ؟
در اینکه شهید آیت اشتیاق فراوانی به گرد آوری اسناد داشت شکی نیست. چون ایشان از قدیم اسناد را گرد آوری میکرد و چون ارتباطات فراوان هم داشت اطلاعات  و مدارکی را جمع میکرد و اینها را به کار میگرفت. این یک حقیقت مسلم است.  اما در عین حال من نمیتوانم به صورت قطعی بگویم که آن  روزی که ایشان میخواسته به مجلس برود چه اسنادی را در اختیار داشته و یا اصلا اسنادی داشته ؟ چون اطلاعاتی در این ضمینه ندارم .اما به نظر من ما باید  نکات مهمتری بپردازیم که نیازی به حدس و گمان نداشته باشدو آن این هست  که به هر حال این واقعیت مسلم بود که نقش فعال آیت باعث شد که بنی صدر از صحنه سیاسی کشور خارج بشود و از کشور فرار کند و باید قبول کنیم که یقینا  رای بی کفایتی مجلس به بنی صدر را آیت کارگردانی کرد .مخالفت آیت با میر حسین موسوی هم یک واقعیتی  هست چنانچه آیت هم  در حزب و هم در مجلس مخالفت خودش راابراز کرد اینجا باید گفت  جریان سیاسی که توانست بنی صدر را به قدرت برساند نگران این بودکه آیت در برابر میر حسین موسوی  هم  ایستادگی کند . بنابراین ترور او را در دستور قرار داده بودند .چه بسی انتظار میرفت که در روز هفت تیر آیت هم مثل دیگران شهید بشود ولی انگار برای  آیت یک سهمیه جدا در نظر گرفت بودند یعنی در حقیقت چهل روز بعد ازانفجار  هفت تیر، ترورایشان را به طور خاص برنامه ریزی کردند و در مقابل منزلش به او تیر اندازی کردندو  حتما میدانید که شصت گلوله به سوی او شلیک کردند. این خودش  یک موضوع استثنائی هست چون برای ترور یک فرد شاید یک یا دو گلوله کافی باشدآیت بی دفاع درون یک اتومبیل پیکان  بود و مسلم بود که با دوتا گلوله هم ایشان به  شهادت میرسید  ولی اینکه شصت گلوله به او شلیک میکنند قطعا این تنها ابتکار عمل آن تروریستها نبوده بلکه  به آنها  رهنمود داده بودند که در این صحنه ترور کار را تمام کنند
دررابطه با عوامل ترور شهید آیت  ابهامات فراوانی وجود دارد نظر شما دراین رابطه چیست ؟
آن زمان گفتند و ظاهر قضیه هم این بود که گروهک مجاهدین این کار را کرده اند اما نکته مهم این هست که آیت در معارضت مستقیم با مجاهدین نبود. آن زمان آیت نقش یک اپوزیسیون را بازی میکرد. درآن مقطع اپوزیسیون میر حسین  موسوی در آستانه قدرت بود آیت هم در موقعیتی نبود که اگر ترور میشد مجاهدین به قدرت برسند. من در همان زمان  هم در مراسم خاک سپاری شهید آیت در بهشت زهرا  سخنرانی کردم و گفتم این ترور کار  مجاهدین نیست این یک قتل سفارشی هست یعنی در واقع آن جریان مسمومی که وابستگی به بیگانه داشت برنامه ترور آیت را برنامه ریزی کرده بود و به معنای واقعی یک ترور سیاسی بود و البته ترور یک فردی که بی دفاع بود و نه ماشین ضد گلوله داشت نه حفاظت مناسب .من یقین دارم این یک ترور برنامه ریزی شده ، یک ترور سیاسی و یک قتل سفارشی بود
از سوی چه کسانی ؟  
من به طور نهایی  میتوانم میگویم که این قتل سفارشی را ازسوی  سیاست های بیگانه بود . چون وجود آیت را برای آینده حضورشان در ایران خطر تلقی میکردند همانطور که آیت توانست بنی صدر را از صحنه سیاسی خارج کند و این جریان خارجی وابسطه به بیگانه گام به گام در کشور ما وارد عرصه قدرت شد و توانست سرانجام قدرت را به دست بگیرند. در حقیقت ترور آیت از سوی سیاستهای بیگانه کارگردانی شده و البته عوامل  ایرانی آنها این را به اجرا گذاشتندو البته تا حدی باید بگویم که بنی صدر انتقام گرفت چون کارگردانی عزل بنی صدر را  شهید آیت انجام داد اما جریانهایی که به تدریج قدرت را به دست گرفت یعنی جریان میر حسین موسوی و بهزاد نبوی  ذینفع این ترور بودند
به نظر من این پرونده باید مفتوح بماند .همانطور که عرض کردم کسانی که آیت را ترور کردند قطعا مربوط به سازمان مجاهدین نبودند چون اینها به صورت ابزاری به کار گرفته شدندویک سیاستهایی  پشت سر این جریان بودکه باید شناسایی بشوند. من بارها به سرکار خانم معلم همسر مرحوم آیت پیشنهاد کردم که از بسته شدن پرونده مرحوم آیت جلوگیری کنند و تلاش کنند که دستگاه های اطلاعاتی کشور سوابق دیگر بازداشت شدگان را بیشتر در موردشان کسب اطلاع کنند اما متاسفانه همان چند نفر را هم با عجله محکوم و اعدام کردند چه بسا اگر آنها می ماندند اطلاعات و سر نخهای بیشتری را میتوانستند در اختیار بگذارند. به باور من این پرونده باید مفتوح بماند تا یک زمانی بالاخره اطلاعاتی از جهات مختلف به دست بیاد و البته اگر اطلاعات هم به دست نیاید تحلیل سیاسی این ترور کار پیچیده ای نیست .
اما چیزی که مهم است این هست که  باید نام نیک شهید دکتر سید حسن  آیت در این دوران تاریخ ایران به نیکی حفظ بشود .واقعا ایشان  نمونه ای از یک نماینده بود که قانون اساسی را درک میکرد خطر را تشخیص می داد و با شجاعت در مقابل آن ایستادگی میکرد، اگرچه متاسفانه موفقیت همیشه در این موارد به دست نمی آید. حقیقتا شهادت ایشان بسیار دردناک و ضربه بزرگی به کشور بود چون به هر حال آیت زاییده تاریخ ایران بود و تجربه نهضت ملی ایران را به خوبی میدانست و در حد زمان خودش  تجربه تاریخی و دانش سیاسی بالایی داشت به نظر من ترور او به عنوان یک نماینده مجلس یک فرد سیاسی فعال ، یک ناطق زبردست ، یک فرد شجاع و بی باک در صحنه سیاست فاجعه بزرگی برای کشور ما بود