صفحه‌اصلی خاطرات جواد منصوری :آیت انحرافاتی را افشا کرد که بعدها بروز یافت
 

جواد منصوری :آیت انحرافاتی را افشا کرد که بعدها بروز یافت

گفت‌وگو با دکتر «جواد منصوری» درباره‌ی شهید آیت؛

آیت انحرافاتی را افشا کرد که بعدها بروز یافت

 

خیلی‌ها دوست ندارند در مورد شهید آیت مطلبی گفته شود. علتش هم این است که ایشان با بسیاری از سازش‌کاری‌ها، سهل‌انگاری‌ها و ساده‌گیری‌ها شدیداً مخالف بود و به همین دلیل، بعضی ایشان را به تندروی متهم می‌کردند؛ ولی بعدها معلوم شد که افشاگری‌های ایشان واقعی بوده است.

گروه تاریخ برهان؛  شهید «حسن آیت» از جمله سیاسیونی است که حتی پس از مرگش نیز بحث‌ها و مجادلات بسیاری درباره‌ی گفتار، رفتار و منش سیاسی او به جا مانده است؛ آن‌چنان که امروز مخالفین او تلاش می‌کنند تا با چسباندن بقایی به وی، او را تخریب کنند و موافقین او با تأکید بر جنس نگاه انقلابی‌ او و پیش‌بینی‌های دقیقش، از او به نیکی یاد می‌کنند. این مهم بهانه‌ای شد تا با دکتر «جواد منصوری»، که با شهید آیت آشنایی زیادی دارد، به گفت‌وگو بنشینیم. آنچه در ادامه می‌آید ماحصل این گفت‌وگوست.

 

آقای دکتر، در ابتدا کمی درباره‌ی رابطه‌ی خودتان با شهید آیت و تعاملات‌تان با ایشان بفرمایید.

 

من در فروردین 1358، زمانی که به عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی درآمدم، با شهید آیت آشنا شدم و به این ترتیب، تا زمان شهادت ایشان، حداقل هفته‌ای یک جلسه و در بعضی هفته‌ها 2 یا 3 جلسه با ایشان ملاقات داشتم. ایشان در جلسات شورای مرکزی به طور ثابت حضور داشتند و ما بعضاً در جلسات اجرایی، جلسات سیاسی، در سخنرانی‌ها یا حتی در نشست‌های دوستانه‌ی خصوصی با هم گفت‌وگو و تبادل نظر داشتیم. در این زمینه، با توجه به اینکه بنده در آن زمان فرمانده‌ی سپاه بودم، باید عرض کنم که شهید آیت نسبت به کسانی که قبلاً مبارز بودند و همچنین نسبت به پاسداران خیلی توجه ویژه داشتند و اظهار علاقه می‌کردند. بارها اتفاق افتاده بود که به مناسبت‌های مختلف ایشان از پاسداران دفاع کنند.

 

آقای دکتر، مدتی است که سخن گفتن و نوشتن درباره‌ی شهید آیت زیاد شده است. از ماهنامه‌ای مثل «صبح» تا ماهنامه‌ای مثل «مهرنامه» درباره‌ی ایشان مطلب می‌نویسند. به نظر شما، چه چیزی در شخصیت، منش، تفکر و بینش سیاسی شهید آیت وجود دارد که تا این اندازه موافقین و مخالفین ایشان را به خودش جلب می‌کند؟

 

متأسفانه پدیده‌ای منفی که بعضاً میان عناصر سیاسی و نویسندگان و رسانه‌ها دیده می‌شود این است که از افراد به نوعی در جهت مقاصد خودشان استفاده می‌کنند. به این معنا که مثلاً اگر دوست یا هم‌خط بنی‌صدر هستند یا از او حمایت می‌کنند، به شدت علیه آیت صحبت می‌کنند. این گونه رفتارها بسیار غیرمنصفانه و غیرمنطقی است.

 

مسئله‌ی مهم دیگری که در مورد افراد وجود دارد این است که ما باید دقیقاً حرف‌های و عملکردهای گوناگون آن‌ها را ببینیم. نباید صرفاً با یک سخنرانی یا یک مقاله یا یک موضع‌گیری و حتی یک کتاب در مورد افراد نظر بدهیم. باید خیلی دقت کنیم. این یکی از آن مواردی است که متأسفانه ما خیلی شدید گرفتارش هستیم و در مورد افراد قضاوت‌هایمان عادلانه و منطقی نیست. آنچه اجمالاً می‌توانم عرض کنم این است که شهید آیت فردی چندبُعدی و بسیار فعال بود و طبیعتاً در دوره‌های متفاوت، نظرات متفاوتی داشت. لذا صحبت کردن درباره‌ی ایشان خیلی باید با دقت همراه باشد. من می‌بینم کسانی که اصلاً در دهه‌ی 60 نبوده‌اند و نسبت به شهید آیت و دوستانش هیچ گونه اطلاعی ندارند، امروز قضاوت‌های عجیبی درباره‌ی ایشان می‌کنند. این نشان می‌دهد قضاوت در مورد ایشان صرفاً جنبه‌ی تعصبی و شعاری دارد و با حب و بغض همراه است.

 

آقای دکتر، به نظر می‌آید نشریاتی مثل «مهرنامه» بیشتر در دفاع از کسی مثل مهندس موسوی به نقد شهید آیت می‌پردازند و با توجه به اینکه طیفی مخالفت‌های شهید آیت علیه موسوی را بازنشر کردند، به نوعی «مهرنامه» در تلاش است تا از مهندس موسوی دفاع کند. در همین راستا، دیگر برای شهید آیت هیچ خصیصه‌ی مثبتی باقی نمی‌گذارند. نظر شما در این باره چیست؟

 

اولاً من مجله‌ی «مهرنامه» را مجله‌ای علمی نمی‌دانم. این نشریه بیشتر یک مجله‌ی سیاسی است و با خط و گرایش خاصی عمل می‌کند. لذا تعجب نمی‌کنم که این مجله علیه جریان‌های اصیل انقلاب، جریان‌های اصیل مذهبی و مباحث مهم و اساسی نظام نظراتی بسیار غیرعادی داشته باشد. بنابراین نه تنها در مورد شهید آیت، بلکه این مجله رسالت خودش می‌داند در مورد افراد دیگر نیز نقش تخریبی ایفا کند و این برای من تعجب‌آور نیست. نکته‌ی مهم قضیه این است که ما نباید از قضاوت این مجله نسبت به اشخاص دیگر تحت تأثیر قرار بگیریم، زیرا این مجله موضع بی‌طرفانه و علمی ندارد. اگر شما اولین شماره‌ی‌ این نشریه تا شماره‌ی کنونی آن را نگاه کنید، می‌بینید که خط بسیار ویژه‌ای را تعقیب می‌کند و همچنان هم آن خط مشکوک ادامه دارد.

 

بعضی‌ها می‌گویند مجاهدین خلق وقتی کسی را ترور می‌کردند، بعضاً مثلاً 3 یا 4 گلوله به او می‌زدند، در حالی که ظاهراً به طرف شهید آیت 60 گلوله شلیک شده است که می‌گویند این مسئله شاید نشان از این دارد که این ترور احتمالاً کار تیم ویژه‌ای بوده است.

 

به نظر می‌رسد آنچه مخالفین آیت را به شدت تحت تأثیر قرار داده صراحت کلام ایشان است. نظر شما در این باره چیست؟

 

البته شهید آیت یک اعتقادی داشت و آن این بود که ما در هر حال باید نظرمان را راجع به مسائل مختلف بگوییم و حتماً اطلاعات کامل را به رهبری برسانیم که در تجزیه و تحلیل‌ها، مواضع و بیاناتشان با اطلاعات کامل وارد بحث شوند؛ اما در هنگام عمل و اجرا باید اطاعت کنیم. یک مقدار در این قضیه معمولاً ما اشتباه می‌کنیم. اشتباه ما این است که مثلاً فکر می‌کنیم اگر بحث مرجعیت، ولایت یا اطاعت را مطرح می‌کنیم، معنایش این است که باید فکرمان را هم تعطیل کنیم. در حالی که اصلاً این طور نیست. ما می‌توانیم تجزیه و تحلیل کنیم و نظرات خودمان را بدهیم، ولی در عمل تمرد نباید کرد. این را من کاملاً قبول دارم. شهید آیت هم این طور فکر می‌کرد.

 

 یکی از کارهایی که به نظر من باید انجام شود این است که تمام سخنان ایشان، چه آن بخشی که در مجلس خبرگان قانون اساسی گفته شد و چه سخنانی که در اولین مجلس شورای اسلامی بیان شد و... باید همه جمع‌آوری و دقیقاً تجزیه و تحلیل محتوایی شوند. به نظر من، با این روش تا حدود زیادی شخصیت ایشان از لابه‌لای این مطالب خودش را نشان می‌دهد و جالب است که تا به حال در این راستا کاری نشده است.

 

شما که تا این حد با ایشان نزدیک و آشنا بودید، در مورد رابطه‌ی ایشان با وقایع بعد از انقلاب نظرتان چیست؟ بعضی‌ها سعی می‌کنند برای تخریب شهید آیت، ایشان را دنباله‌رو بقایی بدانند و بعد بگویند بقایی عامل بیگانه بود، پس در نتیجه شهید آیت را هم می‌شود در این خط قرار داد. یا اینکه می‌گویند همان کاری که بقایی قبل از انقلاب انجام می‌داد شهید آیت بعد از انقلاب انجام داده است.

 

شهید آیت بارها گفته بود که از اواسط سال 56 یا حداکثر اواخر سال 56، وقتی که تقریباً برای ایشان مسلم می‌شود مظفر بقایی با انقلاب هماهنگی ندارد، اصول انقلاب را قبول ندارد و همچنان در قالب قانون اساسی قبلی و ملی‌گرایی فکر می‌کند، از ایشان جدا می‌شود و خودش مستقلاً تشکیلاتی درست می‌کند که در جریان انقلاب نقش داشت.

 

اگر اقدامات ایشان را با تعدادی از افسران ارتش و دانشگاهی‌ها دقیقاً کنار همدیگر بگذاریم، اصلاً نمی‌تواند با تفکرات مظفر بقایی همخوانی داشته باشد. بنابراین این مسئله برمی‌گردد به همان قضاوت‌های غیرمنصفانه‌ای که نسبت به افراد می‌شود.

 

وقتی که شهید آیت ترور شدند، در همان برهه‌ی زمانی چه دیدگاه‌هایی در مورد ترور ایشان وجود داشت؟ یعنی این ترور را به چه گروهی نسبت می‌دادند؟ خود شما نظرتان در این مورد چیست؟ آیا می‌توان این ترور را به مجاهدین یا بنی‌صدر نسبت داد؟

 

در زمانی که ایشان ترور شدند، بنی‌صدر و مجاهدین در یک ائتلاف بودند، بنابراین دوگانگی بین آن‌ها نبود. به این ترتیب، هم می‌توانیم بگوییم مجاهدین خلق این کار را کردند و هم بنی‌صدر، هیچ فرقی ندارد. البته بعضی‌ها می‌گویند مجاهدین خلق وقتی که فردی را ترور می‌کردند، 3 یا 4 گلوله به او می‌زدند، ولی ظاهراً به طرف شهید آیت 60 گلوله شلیک شده است که می‌گویند این مسئله نشان از این دارد که این ترور احتمالاً کار تیم ویژه‌ای بوده است. در این باره که ترور شهید آیت کار مجاهدین خلق بوده یا تیم ویژه‌ی دیگری که بنی‌صدر آن‌ها را هدایت می‌کرده است، نمی‌توانم اظهار نظر کنم. مطلب دیگری هم مطرح می‌شود که در زمان ترور شهید آیت، ایشان اسناد فراوانی همراه خود داشته‌اند که بنده در این باره چیزی نمی‌دانم و نمی‌توانم نظر بدهم.

 

شهید آیت بارها گفته بود که از اواسط سال 56 یا حداکثر اواخر سال 56، وقتی که تقریباً برای ایشان مسلم می‌شود مظفر بقایی با انقلاب هماهنگی ندارد، اصول انقلاب را قبول ندارد و همچنان در قالب‌های قانون اساسی قبلی و ملی‌گرایی فکر می‌کند، از ایشان جدا می‌شود و خودش مستقلاً تشکیلاتی درست می‌کند که در جریان انقلاب نقش داشت.

 

در پایان اگر فکر می‌کنید نکته‌ی ناگفته‌ای درباره‌ی شهید آیت وجود دارد، بفرمایید.

 

آن چیزی که قطعاً می‌توانم بگویم این است که شهید آیت به معنای واقعی کلمه مظلوم واقع شده است. به دلیل ویژگی‌هایی از جمله صراحت، هوشمندی و قاطعیت، طبعاً خیلی‌ها نسبت به ایشان تا حدی نظر منفی داشتند؛ چرا که شهید آیت در مورد خلاف‌ها و تخلفات سکوت نمی‌کردند.

 

نکته‌ی مهم دیگر این است که ایشان بسیاری از قضایای انحرافی را افشا کردند که سال‌ها بعد خیلی از آن‌ها بروز یافت. از‌ جمله‌ی آن‌ها می‌توان به ماهیت عملکرد دولت موقت، مجاهدین خلق، بنی‌صدر یا حتی افرادی مثل خسرو قشقایی اشاره کرد. ایشان معمولاً از روی مدارک، اعلامیه‌ها، نوشته‌ها، روزنامه‌ها و صحبت‌ها، با دقت مسائل را تجزیه و تحلیل می‌کردند و خیلی زودتر از بقیه به افشای حقایق می‌پرداختند. خیلی‌ها هم دوست ندارند در مورد شهید آیت مطلبی گفته شود. علتش هم این است که ایشان با بسیاری از سازش‌کاری‌ها، سهل‌انگاری‌ها و ساده‌گیری‌ها شدیداً مخالف بودند و به همین دلیل، بعضی ایشان را به تندروی متهم می‌کردند. البته بعدها معلوم شد که افشاگری‌های ایشان واقعی بوده است، چون ایشان بدون هیچ گونه مجامله و ملاحظه‌ای با قاطعیت مطالب خودشان را بیان می‌کردند.

 

در مجموع من فکر می‌کنم که حق این است که مجموع سخنرانی‌ها، نظرات، نامه‌ها و نوشته‌های ایشان جمع‌آوری شود و یک کار تحقیقی عمیق نسبت به شخصیت ایشان، هم از لحاظ ویژگی‌های شخصی‌ و هم از لحاظ فعالیت‌های اجتماعی، انجام گیرد؛ چرا که انصافاً نسبت به ایشان ظلم شده است. در حال حاضر، افرادی که چندان شخصیت فوق‌العاده‌ای نداشته‌اند، ولی خدمات خوبی ارائه کرده‌اند، بسیار مورد توجه قرار می‌گیرند؛ در حالی که درباره‌ی شهید آیت با وجود برجستگی‌های شخصیتی ایشان، صحبتی نمی‌شود، به خاطر اینکه عده‌ای خوش‌شان نمی‌آید از ایشان مطلبی مطرح شود. این موضوع با توجه به آینده‌نگری‌های ایشان در مورد مسائل مختلف بسیار قابل تأمل است.

 

در عین حال باید این نکته را هم عرض کنم که از افراط در این قضیه باید خودداری کرد؛ یعنی از انتشار مطالبی که درباره‌ی آن‌ها مطمئن نیستیم و همچنین مطالبی که با توهین یا تهمت همراه هستند، باید خودداری کنیم. اگر ما از مظلومیت آیت صحبت می‌کنیم، معنایش این نیست که مطالبی را به ایشان نسبت دهیم یا تحلیل‌هایی ارائه کنیم که باعث ظلم به عده‌ای شود.

 

با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار «برهان» قرار دادید.

 

منبع: سایت برهان http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=4567