صفحه‌اصلی خاطرات آیت شهید نیست
 

من آیت را شهید نمیدانم

هاشم صباغیان از اعضای نهضت آزادی است. پس از پیروزی انقلاب در دولت موقت، وزیر کشور بوده. در دوره اول مجلس شورای اسلامی هم حضور داشته و خاطراتی مشابه، اما قضاوت متفاوتی درباره شخصیت او دارد. این مصاحبه در سال 1389 توسط سایت شهید آیت انجام گرفت و بخش هایی از آن در شماره 102 هفته نامه پنجره منتشر شد. متن کامل این مصاحبه به شرح ذیل می باشد.

                                                                  

-----------------------------------------------------------------

مرحوم سحابی در خاطراتشان آورده اند که در مجلس خبرگان قانون اساسی پیشنهاد ولایت فقیه از سوی شهید آیت مطرح شده و در واقع امام و دیگراعضای مجلس به رغبتی به این موضوع نداشته اند. نظر شما چیست؟

به طور کلی آقای آیت یک عنصر بسیار پیچیده ای بود سوابق اش هم نشان میداد که در حزب زحمتکشان دستیار آقای بقایی بوده.ایشان بعد از انقلاب هم در حزب جمهوری رفت حتی رئیس دفترسیاسی حزب جمهوری شد. یکی از نقاط ضعفی که از حزب جمهوری گرفته میشد این بود که چرا شما آیت را که رویش علامت سوأل هست را انتخاب کردید ؟

چه علامت سوالی؟

گروه های مختلف سوأل داشتند. علامت سوألاشون هم وابستگی ایشان به بقایی بود. خود بقایی علامت سوأل بزرگی بود که بعدا هم مشخص شد که عضو سیا بوده و جمهوری اسلامی همدستگیر و محاکمه اش کرد. همانطور که مرحوم سحابی گفتند ، دو تا قانون اساسی تهیه شده بود. یکی را آقای دکتر کاتوزیان وآقای دکتر حبیبی درپاریس تهیه کرده بوندیکی را هم اقای دکتر صدر حاج سید جوادی و آقای میناچی در ایران تهیه کرده بودند. بعد یک کمیسیونی تشکیل شد و این دو تا را باهم ادغام کردند.این پیش نویس رابه هیئت دولت بردند که یک مقدار تغییر پیدا کرد. بعدآنرا به شورای انقلاب بردند ، شورای انقلاب هم یک اصلاحات جزئی در آن کرد. بعد بردند خدمت امام، ایشان گفتند اول بدهید سایر مراجع ببینند. مراجعی که آن روز مطرح بودند آیت اله شریعت مداری بود آیت اله گلپایگانی بود و آیت اله نجفی مرعشی بود و هرکدام هم یک نظری به این پیشنویس دادند مثلا یکی از نظرات این بود که رئیس جمهور حتما باید شیعه باشد چون در پیش نویس نوشته بودند رئیس جمهور مسلمان باشد.امام هم یک چیزهایی در حاشیه اش نوشتند وگفتند اینها را اصلاح کنید و به رفراندوم بگذارید تا اینجا مطلقا بحثی در رابطه با ولایت فقیه نشده نبود.

یعنی امام فرمودند اصلا لازم نیست مجلس تشکیل بشود؟

بله گفتند اصلا مجلس خبرگان تشکیل نشود و همین را به رفراندوم بگزارید.

مگرایشان در بهشت زهرا نگفته بودند مجلس موسسان تشکیل شود ؟

گفته بودندولی آن روز اصرار داشتند که همین به رفراندوم گذاشته شود .پس از اینکه مجلس خبرگان قانون اساسی تشکیل شد مهمترین پیشنهاد ی که شد پیشنهاد آقای آیت بود که اصل ولایت فقیه را عنوان کردند .بعضی ها چون آیت را دست پرورده بقایی میدانند میگویند این پیشنهاد با اشاره ی دکتر مظفر بقایی بوده .من در این زمینه اطلاع ندارم ولی این احتمال را میدهم . واقعیت این هست که طرح ولایت فقیه را در مجلس خبرگان آقای آیت داده بود و قبلا هم حزب را موافق با این کارکرده بود. اعضای حزب جمهوری اسلامی هم از افراد با نفوذآن زمان بودندودرمجلس خبرگان نقش بسیار اساسی داشتند این بود که چیزی که در ابتدا در قانون نبود به تصویب رسید.

بقایی ای که اصلا حکومت اسلامی را قبول ندارد. و چند ماه بعد اش هم طی یک وصیت نامه سیاسی از سیاست خداحافظی میکند. چرا باید این اصل را برای جمهوری اسلامی به یادگار بگذارد!؟

نیت قلبی او را من نمیتوانم تشخیص بدهم ولی در هر صورت ایشان بود این پیوند را در قانون اساسی ما آورد که خب دست و بال سایر قسمت هادر اجرای قانون اساسی به وسیله این اصل بسته شد

فرضا هم آیت اینکار را کرده باشد ، درمجلس خبرگان که یک عده بچه نبودند که یکدفعه یک نفر بیاید و یک چیزی را همین طوری به تصویب برساند

گفتم که قبلا این مطلب را در حزب جمهوری جا انداخته بودودرواقع این یک آوانسی برای روحانیت و حزب جمهوری بود .خب روحانیت هم بدش نمی آمد. روحانیت دید یک کسی یک فکری آورده که این به نفع اینهاست وشما می ببینیدکه در آینده روحانیت با داشتن امتیاز ولایت فقیه چقدر ارزش اش در جامعه بالا رفت. هرکسی باشد قبول میکند.

موضوع ولایت فقیه را امام سال 42 در کتابش نوشته، یعنی بحث ولایت فقیه چیزی نیست که آیت یکدفعه از تو جیبش درآورده باشد

درسته اما امام این را که در پیش نویس نیآورده بود ضمنا امام در سال42در آن کتاب حکومت اسلامی ولایت فقیه را به این صورت نگفته بود.در هر حال یکی از هنر های آیت این بود که ولایت فقیه را در چهارچوب قانون اساسی فرموله کرد

آقای دکتر اسرافیلیان معتقد است که ولایت فقیه را به بقایی منتسب میکنند تا راحت تر به آن حمله کنند. آیا شما این را قبول دارید؟

نه من این را قبول ندارم برای اینکه حمله به ولایت فقیه در مقاطع مختلف میتوانیم بگویم فرق دارد.مثلا ما بعنوان نهضت آزادی یک نشریه ای داشتیم به نام نشریه ولایت فقیه که حدود صد و خرده ای صفحه بود استنادات قرآنی، استنادات حدیث واستنادات مختلف داشتکه ما این را منتشر میکردیم.یا مثلا در زمان حیات امام یک نامه ای دادیم به ایشان که آقا مثلا این آیه ها ی قرآن واین احادیث مخالف با ولایت فقیه است. شما اگر نظری دارید بگویید تا ما از اشتباه دربیاییم. اما هیچ پاسخی به ما داده نشد. این بوده که ما با ولایت فقیه موافق نیستیم. بعد هاهم هزینه هایش رادادیم

فرمودید آیت یک آدم پیچیده ای بود یک مقدار در این رابطه صحبت کنید.؟

واقعیت این هست که نه اینکه پیچیدگی اش را من بگویم بقیه هم میگویند. ببینید بیوگرافی هرکسی باید از همان ابتدا مشخص باشدو یا اگر مشخص نباشد اگر سوأل بکنند جواب بدهد. اگر از بنده بپرسید من از دوره دبیرستانم میتوانم برای شما توضیح بدهم تا الآن. هیچ چیز لاپوشونی هم ندارم. ولی آقای آیت اینگونه نبود مثلا ایشان عضو زحمتکشان بود ولی همیشه سعی میکرد این موضوع را پوشیده نگه دارد.

چرا؟

برای اینکه آمده بود حزب جمهوری اسلامی. اصلا توانسته بوددر آنها نفوذ کند ،انقدر که جذبشان کند .خیلی خوش صحبت بود اطلاعاتش هم خوب بود تاریخ سیاسی هم خوب میدانست، درحالیکه میدانید روحانیت اکثرشان ا فعالیت سیاسی نداشتند تاریخ سیاسی هم زیاد نمی دانستند وقتی یک کسی تحلیل سیاسی میکرد این تحلیل ها به دلشان مینشست. به همین دلیل حزب جمهوری که همشان روحانی بودند ایشان را رئیس دفترسیاسی کردند . رئیس دفتر سیاسی یک حزب از نظر سیاسی بعد از دبیر کل نفر اول است. البته حزب جمهوری اعضای اینطوری زیاد داشت. افراد مختلفی که سوابق مبارزاتی نداشتند، اعتقاددرستی هم نداشتند. معذرت میخوام فقط ریش گذاشته بودند و نفوذی آمده بودند عضو حزب جمهوری شده بودند.منظورم این هست پیچیدگی که میپرسید این بود. سوابق سیاسی ایشان مشخص نبود.

یعنی چه مشخص نبود ؟

یعنی چیزی ازسوابق ایشان نمیدانستند. چون در حزب زحمتکشان بود سوابقش را مخفی میکرد. اصلا نمیگفت زندان رفته؟ کتابی نوشته؟ یا مثلا بگوید این مصاحبه ها را در جاهای مختلف کرده ام .چون شما از این چیزها میتوانید شخصیت یک آدم را بفهمید.مثلا من اصلا نمیدانستم که ایشان چند تا بچه دارد. (!) بچه هایش کی اند؟ کجایند؟ خیلی زندگی اش پیچیده بود

به خاطر همین! ؟

خب البته ایشان یک حرکاتی انجام میداد که این حرکات دقیقا نشأت گرفته از دکتر بقایی بود. برای ما ملییون و مصدقی ها قطعی شده بود که بقایی به نهضت ملی خیانت کرده و به دکتر مصدق پشت پا زده.وحزبی هم که به نام حزب زحمتکشان درست کرده بود بیشتر اوباش و اراذل در آن جمع میشدند . آیت اکثر حرکاتی که میکرد شبیه بقایی بود. مثلابقایی وقتی در مجلس 14 ام و 15 که میرفت، همیشه یک پرونده زیر بغلش بودو وقتی که صحبت میکرد این پرونده را میگذاشت بغل دستش و میگفت: بله این مطلب دارای اسناد و آمار هست و اسناد و آمارش هم اینجاست و هرکس بخواهد نشانش میدهم. عین این حرکت را آقای آیت را در مجلس میکرد همیشه وقتی می آمد صحبت کند یک پرونده زیر بغلش بود. پرونده را میگذاشت روی میز و یک صحبت هایی میکرد. اتهامات مختلفی میزد ومیگفت: آمارش را در همین نوشته های اینجا دارم. حالا شاید یکی دوتا مدارک هم داشت اما اگر یک کسی میرفت بهش میگفت: که آقا این حرفی که شما زدید مستنداتش را نشان من بده ببینم. میگفت: برو بابا.

همیشه خصلتش این بود از یکی بگردد و یک مدرکی پیدا کند. مثلا اگر دستش به بازجویی های من در دوره شاه میرسید میخواست بداند که من چی گفته ام. و همیشه از این مدارک برعلیه افراد واحزاب استفاده میکرد. وقتی هم که در مجلس بود با بقیه قاطی نمی شد به قول معروف همیشه چهره ی جدی داشت و باآن عینک خودش، مستقیم میرفت مستقیم می آمد وکم حرف میزد. اینها پارامترهای مختلف پیچیدگی ایشان بود(!)

آقای محمد مهدی جعفری از اعضای نهضت آزادی درمصاحبه ای گفته اندکه آیت انگلیسی بود.نظر شماچیست؟

گفتم از این حرف ها زیاد میزنند . چون بقایی را انگلیسی میدانستند آیت را هم انگلیسی میدانستند.

اینکه دلیل نشد ؟

من نمیخواهم از نظرآقای جعفری دفاع کنم. اعتقادی هم به آن حرفش ندارم. ولی به طور کلی آقای ایت دست پرورده بقایی بود وخب بقایی هم به مصدق خیانت کرده بود

شهید آیت بارها در سخنرانی هایش نهضت آزادی و درکل ملی مذهبی ها را موجب انحراف انقلاب عنوان میکند . چرا ایشان انقدر نسبت به نهضت آزادی و ملی مذهبی ها بدبین بودند؟

به نظر من دلایل مختلفی دارد یکی از دلایلش این بود که ما ایشان را میبردیم زیر سوأل و کسی دیگری هم ایشانرا زیرسوأل نمی برد. حتی مجاهدین که ضد همه بودند خیلی آیت را زیر سوأل نبردند. ما درجاهای مختلف در نوشته ها در سخنرانی ها ایشان را زیر سوأل می بردیم که آقا چرا ایشان سوابق خودش را نمیگوید؟ خب این چیزها از طرف کسی دیگری منتشرنمی شد و طبیعی هم بود که او با ما مخالف باشد . یکی دیگر از دلایل دیگرش هم این بود که اصولا ایشان دست پرورده بقایی بوده و بقایی هم اصولا با ملیون و ملی مذهبی ها مخالف بود. بنایراین مخالفت ما با او طبیعی بو دو وقتی هم که اعتبارنامه اش مطرح شد به اعتبارنامه اش رأی ندادیم

شما ماجرای نوار آیت را خاطر تان هست ؟

بله یک نواری از یکی از جلسات ایشان درآمده بود که سخت به بنی صدر حمله کرده بود و بنی صدر را خائن تلقی کرده بود. که بعد این نوار دست به دست گشت، یک عده ای هم که با بنی صدر خوب بودند یا منافع ملی را بیشتر درنظر میگرفتند گفتند که آیت دارد بنی صدر رایک همچین تخریبی میکند به همین دلیل اسمش را گذاشتند کودتای آیت.

ماجرای نوار آیت حدود 20 روزپیش ازجلسه اعتبارنامه ایشان اتفاق افتاد. آیا میشود گفت نوار آیت توطئه ای بودکه اعتبارنامه ایشان را رد کنند ؟

بله میتواند این هم یک دلیلش باشد.آن موقعی که این نوار منتشر شد یا دستور رسیده بود که منتشرش کنند، بهترین موقع قبل از جلسه اعتبارنامه اش بود. ولی چون ایشان وابستگی به حزب جمهوری داشت و حزب جمهوری هم نمیخواهم بگویم اکثریت مجلس را داشت ،ولی در اکثریت نمایندگان نفوذ داشت، اعتبارنامه آیت تصویب شد. حالا من یک حادثه ای را از مجلس اول برای شما میگویم که یکی از پیچیدگی آیت بود. در مجلس اول وقتی بحث ریاست مطرح شد چندین نفرکاندیدای ریاست مجلس شدند. آقای بازرگان ،آقای حسن حبیبی آقای هاشمی رفسنجانی. جامعه روحانیت مبارز وحزب جمهوری اسلامی که اکثریتش روحانی بودنداز همان روز اول برنامه ریزی کرده بودندکه آقای هاشمی با رأی بالایی رئیس مجلس شود. روحانیت مبارز گفته بود ما این رأی را میدهیم به شرط آنکه شما آقای آیت را که یک آدم پیچیده ای است را هم از دفتر سیاسی بردارید و هم از حزب بیرون کنید.یک روزی در مجلس یک مقدار درگیری لفظی شد مرحوم شهید محلاتی که عضو روحانیت مبارز بود داد و بیداد کرد و گفت اینها دروغ میگویند اینها قول داده بودند به ما که اگر ما رأی را به آقای هاشمی بدهیم، آیت را از حزب اخراج بکنند .ایشان این را اعلام کرد گفت آقا ما رأی را دادیم و آقای هاشمی هم رئیس شد ولی، اینها آیت را بیرون نکردند.

اگر قضیه نوار آیت اتفاق نمی افتاد شما به اعتبارنامه ایشان رای مثبت می دادید ؟

نه رأی نمیدادیم، گفتم ما غیر از نوار براساس اطلاعات قبلی یمان به آیت رای ندادیم ایشان در روزنامه جمهوری اسلامی سرمقاله هایی مینوشت که مصدق یک آمریکایی بوده، آن موقع آقای حسین موسوی سردبیر روزنامه بود .من با آقای حسین موسوی از دوران دانشجویی اش آشنایی داشتیم من دانشکده فنی بودم ایشان دانشکده ملی بود ما یک گروه مخفی داشتیم که آقای توسلی بود آقای حبیب الله پیمان بود آقای دکتر فریدون سحابی بود.آقای دکتر کاظم سامی بود. ما جلسات مخفی داشتیم و خبرنامه هم منتشرمیکردیم، اطلاعیه میدادیم و کسی هم نمی دانست.ما حتی به واسطه این فعالیت ها با آقای موسوی رفت وآمد خانوادگی داشتیم. خلاصه من بعد از چاپ این مقاله آقای موسوی را دیدم وبه ایشان گفتم : آخه حسین این چیه که آیت نوشته و تو هم چاپ کردی؟ تو واقعا اعتقاد داری که مصدق آمریکایی بود؟ تو مگر رئیس روزنامه نیستی؟ گفت: آره ولی خب دیگه کارها زیادهست ...

می خواهم بگویم خود میر حسین هم زیاد اعتقاد نداشت ولی آیت یک همچین مقاله ای را نوشته بود. یادم هست اقای موسوی به خود من گفت: تو که میدونی من ته فکرم عوض نشده ته فکر من از نظر استراتژیک با تفکر آیت هیچگونه تطبیقی نمی کنه و ما همین مشکلات را در روزنامه داریم.

ته فکراش چی بود؟

ته فکرش این بود که میگفت من مصدقی ام.

پیش بینی های آیت درمورد خیانت بنی صدر و سلامتیان درست از آب ....

سلامتیان چه خیانتی کرد؟ بنده با سلامتیان از دوره ی دانشجویی آشنا بودم اصفهانیه و بچه بسیار زرنگ ،باهوش، مسلمان ومعتقدی هست ولی آن موقع با بنی صدر بود و اکثر سازماندهی های کادر بنی صدر را سلامتیان کرد. روزنامه راهم می گرداند یعنی یکی از چیزهایی که به بنی صدر توصیه کرده بود، این بود که تحت هیچ شرایطی پست نگیر. بنی صدر هم پست نگرفت به نظر من آقای سلامتیان هیچ خیانتی نکرد ولی وقتی که مورد تعقیب قرار گرفت و چون احتمال این بود که اعدام شود او هم از زرنگیش گذاشت رفت.

ولی خب بعدا ثابت شد که اینها وابسته بودند؟

کجایش ثابت شد؟

چرا پس عزلش کردید؟

دلیل عزلش وابستگی خارجیش نبود.

چقدر آیت را در عزل بنی صدر دخیل میدانید؟

یک مقداری مقصر بود ولی ما خیلی دخیل نمیدانیم. روحانیت تصمیم گرفت که بنی صدر نباشد و آقای خمینی را قانع کرد که عزلش کند.

ملی مذهبی ها، نهضت آزادی ها در همه نوشته ها مقالات خاطرات مصاحبه ها یشان برای آیت کلمه شهید را به کار نمی برند الان شماهم از لفظ شهید استفاده نکردید دلیل این چیست؟

برای اینکه من آیت را شهید نمیدانم. منتها باید بگویم دکتر سید حسن آیت که خب مختصرا میگویم آیت . ولی من چون ایشان را شهید نمیدانم نمیگویم شهیدآیت .

چرا شهید نمیدانید؟

نمیدانم دیگر. آخر عزیز من شهید یک معنی خاص دارد. شهید کسی است که وقتی یک نیروی خارجی به مملکت حمله کند در را ه دفاع از خاک کشته شود شهیدی. حالا یکی تروربشود میگویند شهید. این اصلا شهید نیست. نه تنها آیت بقیه هم شهید نیستند.

یعنی شما بهشتی ، باهنر، رجایی اینها را شهید نمیدانید؟

نه، بهشتی در زیرآوار دفتر حزب جمهوری اسلامی از دنیا رفت. حالا وارد این بحث نشوید تعریف شهید را گفتم. باگفتن یا نگفتن شهید هم چیزی به کسی اضافه نمیشود. آن دنیا تنها چیزی که ملاک هست اعمالی است که جلو فرستادی. این عناوین چیزی نیست.

آخر 65 تیر به ایشان شلیک کردند ؟

65تا تیر زده باشند ! شما میدانید چه کسی این تیرها را زده؟!

شما میدانید؟

نه، ترور آیت برای من هم مشکوک است.

چرا مشکوکه؟

نمیدانم، مشکوک است دیگر. آخرچه کسی کشتش؟ هرکسی که آن موقع ها کشته میشد، نظام می­گفت مجاهدین ترورش کرده اند وخب مجاهدین خلق هم برای اینکه مقام خودشان را بالا ببرند سکوت میکردند.

مگر مجاهدین مسئولیت ترور را قبول نکردند ؟

آن موقع همه را میگفتند مجاهدین زده. اما من هیچ موقع یادم نمی­آید که آنها اطلاعیه دادند که ما زدیم. بعد هم نظام گفت مجاهدین زدند و مجاهدین هم سکوت کردند.

دلیل ترور آیت چی بود؟

نمیدانم.

خود شما وحزبتان درخصوص ترور شهید آیت چه تحلیلی داشتید؟

تحلیلی واقعا نکردیم خیلی هم مهم نبود. وقتی شنیدیم اولش متاسف شدیم چون ما اصولا با هرگونه ترور مخالیفیم

برخی میگویند بنی صدر دستور ترور آیت را داده بود؟

من بنی صدر را میشناسم، اهل ترور نبود، روحیه اش اینطور نبود. اینقدر از خون وخون ریزی جدا بود که خدا میداند. خیلی محتاط بود اصلا یک عده هستند که روحیتا ا اهل جدال و اینها هستند او اصلا اهل جدال نبود به همین دلیل حاضر نشد جدال در مجلس را بپذیرد بیاد و حرفایش را بزند قانون میگوید 3ساعت میتواند حرف بزند، اما گول مجاهدین را خورد و با آن افتضاح به خارج رفت و به نظر من دیگر در تاریخ دفن شد. اونجا تو مجلس ما شنیدیم و متأسف هم شدیم اولش. بله متأسف شدیم و اصولا ما با ترور با کشتار اینجوری مخالف بودیم.

در این 30 سال اصلا هیچ حرفی از آیت نیست؟

این هم یک سوأل بزرگی هست دیگر.