صفحه‌اصلی خاطرات جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد
 

  • دکتر ابراهیم اسرافیلیان نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی در گفتگو اختصاصی با سایت شهید آیت:

جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد

دکتر ابراهیم اسرافیلیان نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی در گفتگو اختصاصی با سایت شهید آیت:

 

جرمش آن بود که اسرار هویدا می­کرد

 

جواد موگویی: 

دکتر ابراهیم اسرافیلیان از دوستان دوران کودکی شهید آیت در نجف اباد اصفهان است، دکترای ریاضی گرایش هندسه و دیفرانسیل از دانشگاه سوتمیتون انگلستان دارد. رئيس موسسه عالي آمار و انفرماتيك بمدت يكسال از بهمن 1357، رئيس دانشگاه علم و صنعت بمدت يكسال از سال 1359، از سال 1362 تا 1363 رئيس دانشگاه معلم و در سال 61 مدتي قائم مقام وزارت ارشاد اسلامي بود. سپس نماينده مردم تهران در دوره مجلس شوراي اسلامي شد. وی عضویت در هيئت امنا و مسئول دانشگاه امام صادق (ع) را نیز در کارنامه خود دارد. رئيس دانشكده رياضي دانشگاه علم و صنعت ايران بمدت 7 سال، عضو هیئت علمي و استاد دانشگاه علم و صنعت ايران از دیگر سوابق علمی وی می باشد. وی داراي 6 كتاب تاليفي و بيش از 57 مقاله منتشر شده در مجلات معتبر علمي مي باشد. دکتر اسرافیلیان همچنین مرد علمي سال1997و1998جهان در رشته رياضي می­باشد.

 

-----------------------------------------------

نحوه آشناییتان با شهید آیت چگونه بود؟

من از دوره دبستان با مرحوم آیت آشنا بودم. مرحوم آیت نوه ی دختری مرحوم آسید علی نجف آبادی است یکی ازعلمای بسیار برجسته زمان خودش بود. آیت ا... آسید علی نجف آبادی استاد بانو امین یا بانوی اصفهانی بودکه به حد اجتهاد رسیده بود

مادرایشان از سادات بود. پدرش هم سید بودودرکل از یک خانواده بسیار شریف بود. پدر آیت کشاورز بود و با اینکه طلبه بود که کشاورزی هم می کرد وابدا از وجوهات استفاده نمیکرد که هیچ ،ازهمان درامد اندکی هم که داشت،بخشی را به عنوان خمس پرداخت میکرد.

خود مرحوم آیت روی هم رفته از یک خانواده فقیر بود. مرحوم آيت از بچگي و حتي از دوره دبستان علاقه مند به مسائل سياسي بود. و يک علتش هم اين بود که پدر بزرگ ایشان جزء کساني بود که در مسائل سياسي بودو بخصوص در زمان رضا شاه جزء مخالفين کشف حجاب بود. ومرحوم آیت هم به قول معروف ازایشان ارثي برده بود.

آن موقع ها در نجف آباد روزنامه نمی آمد ایشان با اینکه پولی هم نداشت گاهی 1 یا 2 ریالی جمع می کردو می آمد پای اتوبوس وبه کسانی که به اصفهان میرفتند پول می داد و می گفت برای من یک روزنامه بخرید.

روزنامه ها را هم که می خواند قسمتهای مهم اش را جدامیکرد و به اصطلاح در مخفیگاهش که سوراخ های دیوار بود پنهان میکرد و روی آنها را هم گچ میکرد! . حافظه حیرت آوری داشت و وقتی مطلبی را میخواند ،نه تنها حفظ میشد که به قول معروف نانوشته های آن مطلب را هم میفهمید و حفظ میشد . از نظر اطلاعات مذهبی بسیار وسیع بود و هم از نظر اطلاعات سیاسی و واقعاً می توانم بگم که یه دایره المعارف سیاسی بود. همه ی این رجال سیاسی را هم می شناخت و سوابق همه اشان را داشت و تمام اينها را هميشه جمع آوري مي کردودر واقع فقط روزنامه نبود اسناد ديگری هم بود که جمع آوری میکرد ودر یک صندوق فلزی میگذاشت.

شهید آیت مبارزات خود را ازچه مقطعی شروع کردند؟

مرحوم آیت جزو پیروان مرحوم آیت ا... کاشانی بود و وقتی آیت ا... کاشانی از مسائل سیاسی کناره گرفت توصیه کرد که حالا اگر کسی میخواد مبارزه کند به حزب زحمتکشان برود و مرحوم آیت به آنجا رفت و مدتی هم با آنهابود

اماایشان از سال 42 به بعد طرفدار مبارزه مسلحانه بود. اما دکتر بقایی می گفت باید مطابق قانون اساسی اعتقادی به این کار نداشت ودر نهایت هم به علت همین اختلاف دکتر آیت را از حزب اخراج کرد.

بعدایشان رفتند گروه زیرزمینی را تشکیل دادند ؟.

بله من یادم هست که پس ازسال42و مسئله15خرداد من رفتم تهران پیش ایشان و پرسیدم چه کاربایدکرد؟ گفت میبینی که کاری نمیشود کرد و این ها تا جایی که بتوانند می کشند. گفتم پس تکلیف چیست گفتیک راه آسان داریم و یک راه سخت. راه آسان این است که برویم و بمیریم. راه سخت این است که توی ارتش نفوذ کنیم و اسلحه گیر بیاوریم ومسلحانه با رژیم بجنگیم

دراین گروه چه کسانی بودند ؟

مثلاً تیمسار رحیمی بود که حکم اعدامش درآمده بود که اگر انقلاب نشده بود قطعاً اعدام شده بود.و عرض شود که شهیدکلاهدوز بود شهیدموسی نامجو بودشهید محمدمنتظری تیمسار ریاحی ،تیمسار طوطیایی سرهنگ کتیبه وافراد دیگر یکه الان حضور ذهن ندارم بود .من به خاطردارم پس از اتمام تحصیلاتم وقتی از انگلیس برگشتم ایشان به من گفت کارت هیئت علمی دانشگاه داری گفتم نه! گفت برو بگیر. رفتم گرفتم. گفت یکی میخواهد برود در ارتش استخدام بشود و ضامن میخواهد. تو برو ضمانتش کن .من هم رفتم تعهددادم بعدها فهمیدم که آن شخص شهید کلاهدوز بوده

نقش شهیدآیت درمجلس خبرگان چگونه بود ؟

ايشان يکي ازکسانی بود که در مجلس خبرگان قانون اساسي ، بحث ولايت فقيه را مطرح کرد. البته آقايان ديگری هم بودندکه به ولايت فقيه اعتقاد داشتند ، ولي معتقد بودند در جو آن موقع این اصل قابل تصويب نیست و میگفتند که در مثلاً متمم قانون اساسي بگزاريم تا بعداً آن را تصويب کنيم. اما دکتر آیت مي گفت باید همین حالا ودرهمین جو کنونی این اصل تصویب بشود واگر همين الان تصويب نشود و بعدا هم نميگذارند وحتی میتوانم بگویم که مخالفت هایی که بعدها با ايشان شد، بدلیل همین نقش وی در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی بود واساسا مخالفتهایی که با او دارند همان مخالفتي است که با آقاي خامنه اي به عنوان ولی فقیه دارند . من سوألم این هست که در اين انتخابات اخير برفرض اینکه تقلب شده باشد ، مقام معظم رهبري اصلاً چه دخالتي در اين انتخابات داشت که تمام حملات را چه در داخل وچه در خارج متمرکز روي ايشان کردند؟ انتخابات توسط وزارت کشور انجام شده بود،معتمدين محل هم اعضايش بودند، خود اين آقايان هم نمايندگانی درپای صندوق ها داشتند. من شنيدم آقاي موسوي بيشترين نماينده رو داشته. خب بااین تفاسیر اين به اصطلاح تقلب چه ربطي به آقاي خامنه اي داشت که هنوز هم که هنوزه تمام اين مسائل را روی ایشان متمرکز مي کنند ؟ چون با ولايت فقيه مخالف اند و واقعيت هم اين هست که اينها مي دانند که پايه و اساس جمهوري اسلامي بر ولايت فقيه است و اگر بتوانند بقول معروف اين پايه را بزنند واين به اصطلاح ستون را از اين خيمه دربيارند مي دانند اين خيمه فرو مي ريزد . خب مرحوم آيت هم پايه گذار همین بحث ولایت فقیه در قانون اساسی بوده. شما اگر مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسي رابخوانید، مي بينيد که هر سوألي راکه راجع به ولايت فقيه پرسیده مي شد شهيد بهشتي که مجلس راداره مي کرد میگفت آقاي آيت شماجواب بدهید . به نظر ميرسد که تنها ايشان موافق هست چون فقط ازمرحوم آیت مي خواهد جواب بدهد. مرحوم آيت معتقد بود فرمانده قوا کل قوا بايد آدمي باشد که باشد پيروی هواي نفس خود نباشد، تزکيه نفس کرده باشد و به اصطلاح نفس خود را از بین برده باشدتا از روي هواي نفس دستور جنگ ندهد.ودرآن زمان چنين صفاتی را در وجود مبارک حضرت امام خميني مي ديد و اصرار هم داشت روی اين موضوع که فرمانده کل قوا باید با ايشان باشد.

پس بنابراين اينطور نبود که بعضی ها نوشتند که ولايت فقيه را دکتر بقايي ديکته به آيت کرده. اگر بخواهيم بگویيم ريشه و اساس ولايت فقيه ازچه کسي بوده بايد بگویيم ازخود امام خميني بود. ایشان در زماني که در عراق تشريف داشتند ولایت فقیه راتحت عنوان حکومت اسلامي درس میدادند

در جلسه ی بررسی اعتبارنامه دکتر آیت اعضای نهضت آزادی خیلی تلاش میکنندکه اعتبارنامه ایشان را رد کنند.شما علت آنرا چه میدانید ؟

— ببینید! گفت آن یار کزو گشت سردار بلند           جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد.

من در یک کلمه گفتم ایشان سوابق همه ی اینها را می دانست و روی این حساب آنها نیز با او مخالف بودند. حتی من شنیدم در جلسه ای در حزب جمهوری اسلامی گفته بود من راجع به بنی صدر و خیلی های دیگر پرونده دارم. بعد یکی از آقایان گفته بود که از منم داری؟ گفته بود اتفاقاً از شما هم دارم !

مرحوم آیت از همان زمانی که حضرت امام در فرانسه بود. مرتب به محمد منتظری که در فرانسه پیش امام بود تلفن می زد ودرباره قطب زاده، بنی صدرو ابراهیم یزدی و امثال اینها گوشزد میکرد و می گفت که اینها هیچ کدامشان هیچ اعتقادی به جمهوری اسلامی ندارند و وبعضی از اینها حتی نماز نمی خوانند .اينها مگسهای گرد شيريني اندو فقط آمدند که انقلاب را بدزدند.ولی خب درآن موقع براي بعضي ها اين مطلب قابل قبول نبود. من یادم هست که یک روز رفتم منزلشان دیدم خیلی ایشان پکره گفتم چیزی شده؟ گفت انقلاب از مردانگی افتاد و دیگر تمام شد.

گفتم چرا؟ روزنامه اطلاعات را به من نشان داد که تیتر زده بود که آقای بازرگان نخست وزیر شده.

ایشان با بازرگان مخالف بود با بنی صدرهم مخالف بود با همه اینها مخالف بود. امابعضی اوقات زودتر از حد معمول فهميدن جرم هست . مثلاً فرض بگيريد گاليله چون زودتر از ديگران فهميده کره ي زمين مي گرده اين جرم بود و راستش در اون زمان و بايد اعدامش ميشد مرحوم آيت هم چيزهايي مي فهميد که شايد امثال بنده نمي فهميدند. .

. * ماجرای نوار آیت چی بود؟

«ماجرای نوار این جور بود که یک کسی از همین مجاهدین خلق یا منافقین به عنوان یک آدم بی طرف رفته بود با آیت صحبت کرده بود وپرسیده بود که مثلاً نظرتان نسبت به بنی صدرچیه؟ اوهم صریحاً تمام نظراتش رانسبت به بنی صدر گفته بود. حتی گفته بود، به این صورتی که ایشان دارد پیش می رود به 6 ماه نمی رسد که سقوط میکند. و خب پیش بینی اش هم درست بود.اما لیبرالها ونهضت آزادی ها آمدند ازهمین حرفای آیت جنجال درست کردند وگفتند آیت میخواهد برعلیه رئیس جمهور کودتا کند وبنی صدر را عزل کند

* در جلسه اعتبار نامه شهید آیت به ایشان اتهام میز نند که در مدتی دردامغان بوده فساداخلاقی

داشته ، ماجرابه چه صورتی بود؟

در آن زمان نفری 20تومان از حقوق معلم ها کم میکنند که قرآن آریا مهر که روی جلداش تزئینی بوده چاپ کنند در حالیکه آن موقع قیمت یک قرآن حدود 2تومان بوده . دکتر آیت مخالفت میکند و میگوید قرآن قرآن است من پول برای قرآن 20تومانی نمیدهم و اعتراض میکند که شما بدون وکالت کتبی کارمندان نمی توانید از حقوق آنها کم کنید خلاصه این قضیه را تا به دیوان عالی کشور میکشاند و در نهایت پولش را پس میگیرد ! ساواک هم به تلافی این قضیه آمد شایعه ای را در دامغان درست کرد که آیت سر کلاس یک دختر را بوسیده است! البته بعضی از دوستان هم به این شایعه دامن زده بودند که خب بعدها آمدند عذرخواهی واعلام برائت کردند.

* اختلاف شهید آیت با آقای موسوی تو حزب جمهوری چه بود؟

— ایشان معتقد بودند که آقای موسوی به جمهوری اسلامی معتقد نیستند

مدرکی هم برای اثبات این حرفش داشت ؟

. شاید مدارکی هم داشت من اطلاعی ندارم .

واقعا؟

می دانید! واقعیت این است که شاید خیلی ها چیزهایی بدا نند ولی وقت گفتنش نیست.

بقول سعدی: دوچیزه طایره عقل است: لب فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی

یک مواقعی هست که آدم بایستی خاموش باشد. یک چیزهایی هست که اگر آدم بگوید کار دست آدم می دهد.

وقتی اسماعیل رائین می خواست در جلد چهارم فراماسونری و فراموشخانه اسامی فراماسونری های جدید رافاش کند

در همان اوایل انقلاب در راهروی چاپ خانه امیر کبیر ترورش کردند. ایشان 3جلد در رابطه با فراماسونری نوشته بود اما خب نگذاشتند جلد چهارم را چاب کند . اين اعتقادش بود و روي اعتقادش هم واستاد ولي عرض کردم بعضي وقتها ميشه که زودتر از ديگران فهميدن غرامت داره. غرامتش هم در حد جان است.

من واقعاً اختلافات ايشان با آقاي موسوي را خيلي دقيق نمي دانم. ولي ايشان مدعي بود که يک مدارکي دال بر وابستگي موسوی با بعضي از جناح هاي سياسي ديگر را دارددکتر آیت مدعي بود که اولاً موسوی شايستگي اين کار را ندارد و دوم اينکه مدعي بود که يک سري اسناد از وابستگي را ايشان دارد مرحوم آیت خودش میگفت سند دارد و اصولا ایشان حرفی را بی سند نمی زد. چون می دانست که اگر با کسی رو در رو شود ممکن است طرف ،شکایت و ادعای شرف کند.ولی هیچ وقت هیچ کسی جرأت نکرد از او شکایت کند. چون می دانستند که دکتر آیت هر حرفی زده سندآنرا دارد و واقعا هم سند داشت .خانم شهید آیت میگفت همان روزی که ترور شد پوشه ای را برداشته بود و می خواست برود مجلس و راجع به وزارت امور خارجه آقای موسوی صحبت کند.

در جمهوری اسلامی رسم براین شده که وقتی در میدان جنگ رفتی تا از عموم دفاع کنی با اینکه رفتی برای مردم بجنگی و ولی وقتی تیر خوردی و زخمی شدی از دوست هایی که انتظار داری ازت دفاع کنند اگر خیلی به تو رحمت رحم کنند می گویند خودت باید دفاع کنی و اولین کسانی که از تو روی برمیگردانند همین دوستهایت هستند

شهید آيت چيزي را که معتقد بود ، با وجودش عجين شده بود و اصلاً کار نداشت به اينکه کشته مي شود يا نه . واقعیت این هست که همه می دانستند که آیت را می خواهند ترورش کنند خود اين اقايان مي دانستند که اين چقدر دشمن دارد وچندین دفعه هم حمله کرده بودند ولی هیچ حفاظتی ازایشان نشد. من يادم هست ايشان رفته بود نماز جمعه من خودم هم رفته بودم وقتي برگشتم ديدم اتفاقاً ايشان مهر گذاشته و دارد نماز مي خواند. گفتم: سيد پس چرا نيامدي نماز جمعه؟

گفت: بين راه ديديم که قصد جونم را دارند متوجه شديم وبه راننده گفتم که برگرديم. رفتم نزدیک خونه خودم ديديم که آنجا هم اوضاع يک مقداري مشکوک هست. روی همین حساب امدم خانه شما.

او خودش مي دانست که دنبالش اند ومیخواهند ترورش کنند.

* آقای دکتراشاره کردید که شهید آیت محافظت نمی شد، چرا؟

— این را باید بروید از آنهایی بپرسید که باید محافظتش می کردند و نکردند.

اما واقعیت این است که ازایشان خوششان نمی آمد چون چیزهایی می گفت که برای بعضی ها یعنی خیلی ها سنگین بود. حتي ماشين بدرد بخوری به ایشان نداده بودند درحالیکه بعضي از آقايان ضد گلوله داشتند اما ايشان ماشين پيکان شخصي خودش را سوار مي شد. یک محافظی هم در اختيارش گذاشته بودند که یک روز قبلش عوض اش کردند. و جالب اين است که در آن لحظه اي که ايشان را گلوله باران میکنند محافظ عکس العملی نشان نمیدهد . حالا به چند علت من نمي دانم. خانمش نقل می کرد و می گفت 3 روز بود که مریض بود و تب داشت. آن روز پاشدویک پوشه ای برداشت و یک مقدار کاغذ جمع و جور کرد .خانمش میگفت من بهش گفتم : تو مریض هستی نرو گفت : نه من امروز بایستی برم امروز سرنوشت انقلاب معلوم میشود.

خانمش میگفت پوشه را پشت شیشه عقب ماشین گذاشت. یه نفری بوداین به فاصله ته کوچه شون که شاید 100 متر آن طرفتر باشه به ظاهر داشت پنچری عوض می کرد. یه وقتی هم که به محضی که آیت در ماشین باز کرد رفت تو پنچری تموم شد و آمدند جلو و مسلسل را گرفتند به طرفش و 5 64 تا گلوله به او زدند.

سرنوشت آن پوشه چه شد ؟

خانمش میگفت وقتیکه شهید شد ما دیدیم پوشه دیگر نیست بعد هم باجناق آیت میرود یک نفر پاسداری را که پوشه را برداشته بود پیدا میکند .آن پاسدار اول منکرمی شود اما بعدمیگوید که خیلی خب صبر کنید من بروم در این اتاق و پوشه را بیارم.

درکجا ؟

در وزارت امور خارجه. می گفت یک مقداری که معطل شدیم در اتاق را باز کردیم ، دیدیم آن اتاق دو تا در داشته واز در دوم فرار کرده و قالشون گذاشته . سرنوشت اش پوشه هم اینطوری شد. خلاصه در هاله ای از ابهام رفت خود اینکه ترور کننده ها مجازات نشدند این خودش جای سوال است که چه دست هایی بود که نگذاشت آنها مجازات.شوند؟

* آقای دکتر شما یک مصاحبه ای با روزنامه وطن امروز کرده بودید و گفته بودید یک نسخه از پوشه ی آیت دست آقای محد مکری بوده ؟

— نه اینطوری نبوده . پروفسور مکری پروفسور تاریخ و جغرافیا دانشگاه سوربن فرانسه بود. گفتند پارسال فوت کرده.

تا اونجایی که من می دونم حالا یک نسخه از آن پوشه بوده یا چیز دیگری من نمی دانم ولی خود مکری گفته بود وقتی د ر دولت موسوی مرا مدتی بازداشت کردند از من سوال میکردند و اصرار داشتند که چرا آیت به تو تلفن زده و گفته اسناد مثلاً X یا Y رو من دارم ؟ . چرا به تو تلفن زده بوده ؟ مکری هم اظهار بی اطلاعی کرده بوده اما باز جوها گفته بودند خب تواگر نخواسته بودی تلفن نمی زدند ولی هیچ وقت ازمکری نپرسیده بودند که آیا همچین اسنادی هست یا نیست؟ آیا راسته یا دروغ؟ مشکل این بوده که چرا اصلاً این اسناد می خواسته فاش شود .

 

 

 

 
 
محتوای بیشتر در این بخش: آیت شهید نیست »