صفحه‌اصلی مقالات همه دشمنان حسن آیت
 

همه دشمنان حسن آیت

همه دشمنان حسن آیت
 طبیعی است وقتی فردی خود را طرفدار شدید ولایت فقیه معرفی می‌كند و منتقدان اصلی او در مجلس جناح موسوم به لیبرال‌ها بودند، افرادی كه به شكل معمول با احتیاط و محافظه‌كاری عمل می‌كردند ترجیح دادند كه در رأی‌گیری شركت نكنند. شاید اگر رأی‌گیری غیر علنی بود بسیاری از آن افرادی كه در رأی‌گیری شركت نكردند یا رأی ممتنع دادند به آقای دكتر آیت رأی منفی می‌دادند.
 سیاسیون اول انقلاب متمایز می‌كند، جریان شناسی ویژه او در شرایط غبار آلود پس از انقلاب بود، آنچنان كه فردی همچون احمد سلامتیان كه نزدیك ترین یار بنی صدر بود نیز
نه تنها در مجلس شورای اسلامی حضور داشت بلكه به اعتبارنامه آیت اعتراض نمود تا فصلی تاریخی را به نمایش گذارد. آیت در ابتدای دفاعیات خود نیز به نیكی به این امر اشاره می‌كند: «روزی كه جناب آقای سلامتیان به اعتبارنامه من اعتراض كردند، بسیاری در داخل مجلس خندیدند و تعجب كردند و همین طور بسیاری در خارج از مجلس. من هم از خوشحالی كه داشتم خندیدم ولی تعجب نكردم. خوشحال شدم برای این‌كه به مصداق تعرف الاشیاء به‌اضدادها من به ضدم شناخته می‌شدم. كسی كه خواهیم دید در جبهه ملی دوم با شاپور بختیار و خسرو قشقایی چه در داخل و چه در خارج همكاری داشته است...»
 مخالفت سلامتیان با آیت شاید بیش از هر چیز از آن جهت بود كه آیت بنی‌صدر را بخوبی می‌شناخت زیرا وی در دوران دانشجویی در رشته جامعه شناسی (در مقطع كارشناسی ارشد) با ابوالحسن بنی‌صدر همكلاس بود و ریشه‌های فكری او را بخوبی می‌شناخت. این شناخت البته بسیار بیشتر از شخص بنی‌صدر بود. او «در مورد رجال سیاسی و تاریخی معاصر ایران شناخت كاملی داشت به گونه‌ای كه اگر كسی به ایشان معرفی می‌شد بلافاصله سوابق فعالیت‌هایش در دوره‌های مجلس، موضعگیری‌ها، كتاب‌های نوشته شده، عضویت گروه‌ها و تمام جزئیات زندگی او را بیان می‌كرد. دوستان به علت حضورش در نهضت ملی شدن صنعت نفت و مطالعه تمام روزنامه‌های موافق و مخالف كه قبل از سی‌ام تیرماه 1320 به بعد منتشر شده بود، از او به عنوان دایرة‌المعارف رجال ایران یاد می‌كردند و این نشانگر مطالعه بسیار عمیق او در تاریخ معاصر ایران و حضور ذهن قوی وی بود. به همین دلیل اندیشه‌اش همیشه جلوتر از زمان حركت می‌كرد و آینده‌نگر بود و نسبت به عملكرد افراد هشدار می‌داد. ایشان قبل از نامزدی ریاست جمهوری بنی‌صدر در نطقی كه در مجلس در مورد قانون اساسی ایراد كرد، گفت: «آنهایی كه قانون اساسی را قبول ندارند و آنهایی كه رئیس جمهوری را مترسك در روزنامه قلمداد می‌كنند، همین جا خود را كاندیدای ریاست جمهوری خواهند كرد.» پیش‌بینی او بر اساس شناخت بود و اعتقاد داشت كه جلوتر حركت نمی‌كند بلكه كوشش می‌نماید تا زمینه لازم را برای بیان رهنمودهای امام به وجود بیاورد.» حسن غفوری فرد درباره او می‌گوید: «از همان جلسه اول كه [در حزب] خدمت ایشان بودیم، كاملا مشخص بود كه تسلط زیادی بر مسائل تاریخی صد سال اخیر... شناخت بسیار زیادی به شخصیت‌های سیاسی حداقل دو سه دهه اخیر داشتند و شاید در این زمینه ایشان كم نظیر بودند... بشدت مخالف مصدق و جبهه ملی بودند و نسبت به خطر ملی گرایی بسیار حساس بودند. به علاوه گرایش شدیدی به روحانیت اصیل داشتند.»
شهید آیت اما نقطه مثبت دیگری نیز در كارنامه داشت كه مسبب مخالفت‌هایی علنی با وی شد. او كه عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان قانون اساسی بود، نقش مهمی در الحاق اصل ولایت فقیه به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران داشت، همچنین او از اصلی ترین مدافعان تفویض فرماندهی كل قوا به ولی‌فقیه بود و یكی از اولین موارد اختلافی او با بنی‌صدر در این موضوع به نمایش گذاشته شد. از این رو چندان دور از انتظار نبود كه وقتی دكتر حسن آیت با بیش از یك میلیون و 300 هزار رأی و با آرایی بیشتر از چهره‌های شناخته شده‌ای همچون هاشمی رفسنجانی، دكتر چمران،
عزت الله سحابی، ابراهیم یزدی و... به مجلس شورای اسلامی راه یافت، اشخاصی همچون بازرگان، مجتهد شبستری، سلامتیان، یدالله و عزت‌الله سحابی، صدر، حاج‌سید‌جوادی و... به اعتبارنامه او رأی مخالف و افرادی همچون مقام معظم رهبری، آیت‌الله یزدی، عسگراولادی، شهید شاهچراغی، پرورش، شهید دیالمه، شهید رجایی، آیت‌الله امامی كاشانی و... به او رأی موافق دهند كه این رأی گیری نوعی اعلام موضع سیاسی نیز بود. البته علنی بودن رأی گیری با تقاضای خود شهید آیت انجام گردید زیرا معتقد بود آن جلسه مجلس یك جلسه تاریخی است. از همین رو نیز البته برخی نفاق به خرج دادند، آنچنان كه الویری كه خود از رأی دهندگان موافق آیت بوده است، در علت رأی آوردن وی می‌گوید: «طبیعی است وقتی فردی خود را طرفدار شدید ولایت فقیه معرفی می‌كند و منتقدان اصلی او در مجلس جناح موسوم به لیبرال‌ها بودند، افرادی كه به شكل معمول با احتیاط و محافظه‌كاری عمل می‌كردند ترجیح دادند كه در رأی‌گیری شركت نكنند. شاید اگر رأی‌گیری غیر علنی بود بسیاری از آن افرادی كه در رأی‌گیری شركت نكردند یا رأی ممتنع دادند به آقای دكتر آیت رأی منفی می‌دادند.»
یقین عاملی بود تا سید حسن آیت بر امری كه حق بود اصرار كند، برایش مهم نبود چه تعدادی از وی حمایت می‌كنند یا مخالف او هستند. دكتر آیت در دفاع از ولایت می‌گفت: «ما ولایت فقیه را باید مثل سدی در مقابل نفوذ غرب‌گرایی در كشور به وجود بیاوریم.» وی با نگرش خاصی مسئله فرماندهی كل قوا را جزو اختیارات ولی‌فقیه پیشنهاد كرد كه همین امر نقش بسزایی در سرنوشت انقلاب ما داشت. او در این رابطه سخنرانی‌های زیادی در مجلس خبرگان در حضور بنی‌صدر و گروه مخالف انجام داد.
دكتر سید حسن آیت همیشه با مسائل اصولی برخورد می‌كرد و اگر با شخصی مخالفت داشت آن را مخالف دو جریان یا دو خط فكری می‌دانست. از آنجایی كه دكتر آیت شناخت كاملی از بنی‌صدر داشت و درصدد افشای چهره پنهان او بود، بنی‌صدر نیز تلاش می‌كرد تا او را به طرف خودش جذب كند و بین وی و حزب جمهوری اسلامی‌ فاصله ایجاد نماید ولی دكتر آیت می‌ گفت: «من تو را قبول ندارم و در خط اصیل اسلام نمی‌بینم و معتقدم روش تو با روش ولایت فقیه هماهنگی ندارد... مطمئن باش كه هرگونه انحرافی از تو ببینم به عنوان اولین نفر، انتقاد خواهم كرد.»
به‎عنوان نمونه‎ جریان‎شناسی شهید آیت، نگاه او نسبت به مهندس میرحسین موسوی بود كه در آن روزها هر دو، عضو شورای مركزی حزب جمهوری اسلامی بودند و این نگاه و تحلیل شهید آیت را شاید بتوان امروز بهتر دید؛ یكی از نقاط اختلاف شهید آیت و مهندس موسوی، طرفداری جدی او از دكتر مصدق بود، به‎گونه‎ای كه تا قبل از فاجعه هفتم‎تیر كه مهندس موسوی سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب [جمهوری اسلامی] را به‎عهده داشت بسیاری از صفحات این روزنامه به‎طرفداری از دكتر مصدق اختصاص می‎یافت.
زمانی كه نام مهندس موسوی به‎عنوان وزیر پیشنهادی امور خارجه در جلسه شورای مركزی حزب جمهوری اسلامی مطرح شد، شهید آیت مخالفت جدی كرده و اعلام می‎كند كه این مخالفت خود را در مجلس نیز اعلام خواهد كرد و در بیان علت مخالفت خود بیان داشته بود، به‎خاطر این‎كه آقای موسوی در خط پیمان است و خط پیمان لاجرم به خط امریكا می‎انجامد. شهید آیت همچنین در جای دیگری گفته بود: «درست است كه این آقا [موسوی] عضو حزب [جمهوری اسلامی] است اما در عین‎حال افكارش، ‌افكاری كه در خط ولایت باشد، نیست بلكه به عمل‌گرایی فردی تمایل دارد و هوادار مصدق و جزو حلقه حبیب‌ا... پیمان است و در چنین مواردی خودش و همسرش مقابل مجلس خبرگان قانون اساسی می‌ایستند. بنابراین، این دو نفر به‎احتمال قوی در مسیری خواهند رفت كه در آینده اگر خودشان را اصلاح نكنند، جلوی نظام هم می‌ایستند.»
ابراهیم اسرافیلیان از دوستان نزدیك آیت در این باره می‌گوید: دكتر آیت اسنادی را علیه میرحسین موسوی داشت و روزی كه موسوی قرار بود از مجلس برای وزارت‎امورخارجه كابینه شهید باهنر رأی اعتماد بگیرد{چون موسوی تا آن زمان كفیل وزارت امور خارجه در كابینه شهید رجایی بود} ، آیت سخت بیمار بود به‎گونه‎ای كه همسرش از او می‎خواهد كه به مجلس نرود اما آیت می‎گوید كه امروز باید تكلیف عده‎ای با جمهوری اسلامی روشن شود برای همین اسناد را بر می‎دارد و می‎آید كه سوار اتومبیل خود شود، توسط عده‎ای ناشناس كه یك اتومبیل بنز داشتند ترور می‎شود و اسناد نیز مفقود می‎گردد تا این‎كه باجناق آیت به دنبال اسناد می‎رود اما نتیجه‎ای نمی‎گیرد.
وی می‌افزاید: آیت می‎گفت موسوی اصلاً به جمهوری اسلامی و نظام اعتقاد ندارد بلكه به‎خاطر منافعش درون نظام جا گرفته است. موسوی از همان ابتدا كه روی كار آمد معلوم بود نظرات و تفكرات چپ دارد ولی برای این‎كه به كارهایش مشروعیت ببخشد خودش را پشت ولی‎فقیه پنهان می‎كرد. او می‎گفت موسوی معتقد به ولایت فقیه نیست و از نظر مذهبی فردی التقاطی و «پیمانی» است. گذشته موسوی یا همان حسین رهجو و همسرش زهرا رهنورد یا زهره كاظمی نیز این مطلب را اثبات می‎كرد چراكه موسوی دانشجوی دانشگاه هنرهای زیبا بود و بعداً اسمش را تغییر داد، همسرش هم فرزند یكی از افسران ارتش شاه بود كه در خیابان خاور جنوبی زندگی می‎كردند. اسدالله بادامچیان نیز در تأیید اسرافیلیان می‌گوید: بعد از انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در سال 58، رهنورد در مصاحبه‎ای به‎صراحت عنوان می‎كند كه در این انتخابات تقلب شده و من این مجلس را قبول ندارم و ادامه می‎دهد كه در این مجلس روحانیون سنتی ورود پیدا كرده‎اند و این افراد قانون اساسی ما را سنتی می‎نویسند. در حالی رهنورد این‎گونه تفكرات ضدانقلابی خود را در بحبوحه جریان انقلاب كه همه سران نظام در پی تدارك اثبات انقلاب بودند مطرح می‎كرد كه امام راحل انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی را تأیید كرده و جالب‎تر این‎كه این انتخابات در دوران دولت موقت انجام شده بود و ریاست آن را هم منتظری و نیابت رئیس را دكتر بهشتی برعهده داشت. بنابر گفته رهنورد شهید بهشتی و دیگر علما در مجلس خبرگان قانون اساسی سنتی بودند.
این عضو اولین شورای مركزی حزب جمهوری اسلامی درباره اتهام كودتا به آیت می‌گوید: «آیت‎ كودتاچی» به روزنامه «انقلاب اسلامی» كه توسط بنی‎صدر اداره می‎شد برمی‎گردد. روزنامه «انقلاب اسلامی» یك روز با تیتر «نوار آیت» منتشر شد كه مناقشات زیادی را علیه شهید دكتر آیت به راه انداخت.نوار مربوط به یك جلسه خصوصی بود كه فردی از آیت سؤالی را می‎پرسد و او هم پاسخش را می‎دهد ولی به دلیل آن‎كه سر و ته نوار توسط باند بنی‎صدر زده شده بود مطالبی استنباط می‎شد كه علیه آیت می‎نمود بنابراین عده‎ای فریب‎خورده جلوی حزب شعار می‎دادند «آیت كودتاچی اعدام باید گردد» اعضای حزب كه می‎دیدند در حق آیت ظلمی اتفاق افتاده و از اصل ماجرا باخبر بودند [چون نوار كاست اصلی توسط میرسلیم، معاون وزیر كشور به حزب رسید] از امام نظر خواستند و امام هم فرمودند كه اگر شما با بنی‎صدر میثاق وحدت ببندید خوب است؛ كه این توسط اعضا تعبیرهای مختلفی شد اما شهید آیت بنابر ولایتمداری كه همگی از او سراغ داشتیم طرح شكایت از بنی صدر را نپذیرفت وبا همان مظلومیت هم به شهادت رسید.
منبع: ویژه نامه سیاسی نوروز 89 روزنامه ایران (رمز عبور) جلد1 صفحه43