صفحه‌اصلی مقالات پرونده‌ای در مورد شهید آیت
 

پرونده‌ای در مورد شهید آیت

پرونده‌ای در مورد شهید آیت
آیت درباره بسیاری از رجال سیاسی مدرك مستند داشت و درباره بنی صدر در جلسه ای صحبت كرده بود كه علیه او توطئه كردند و با پخش نوار آن جلسه، او را متهم به كودتاچی بودن كردند و این پاشنه آشیل آیت شد. در حزب جمهوری هم به او گفته بودند كه تو چرا این حرفها را درباره بنی صدر زده ای كه او گفته بود این آدم آمده است تا ریشه جمهوری اسلامی را بزند و من سند دارم. در آن جلسه یكی از آقایان گفته بود كه لابد تو درباره من هم سند داری كه آیت در پاسخ به او گفته بود اتفاقا درباره تو هم سند دارم
1. مقدمه
بیشتر از 28 سال از شهادت سیدحسن آیت، دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی و نمایندۀ مردم تهران در مجلس شورای اسلامی می‌گذرد. با آن‌كه آیت در سال‌های قبل از شهادتش به دلیل افشاگری علیه جریان معروف به لیبرال‌ها (بنی‌صدر، جبهۀ ملی و نهضت آزادی) چهره‌ای خبرساز و مشهور بود، در سال‌های پس از شهادتش نوعی سكوت در معرفی شخصیت، آراء و اندیشه‌های وی حس می‌شود. در این میان، اگر هم به ندرت از شهید آیت یاد شده، بیشتر از سوی مخالفان او بوده است كه با تخریب شخصیت آیت و ادعای سرسپردگی او به شخصیت مشكوكی همچون مظفر بقایی، قصد تطهیر لیبرال‌ها را داشته‌اند. همچنین از آن‌جا كه شهید آیت، به عنوان عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، نقش ویژه‌ای در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی داشته است، به زعم این گروه، نتیجۀ مخدوش شدن چهره او، خدشه در اصل ولایت فقیه خواهد بود.
از لیبرال‌ها، ضدانقلاب و مخالفان ولایت فقیه توقعی نیست كه در مورد شهید آیت، دیدگاه مثبتی داشته باشند و با وجود افشاگری‌های مستند وی، در مطرح كردن شخصیت او بكوشند. عجیب، سكوتی است كه جریان‌های وابسته به انقلاب اسلامی در مورد ایشان روا داشته‌اند.
در میان جریانات سیاسی كه تا قبل از حوادث انتخابات اخیر ریاست جمهوری، جزو خانواده انقلاب شناخته می شدند، دسته ای كه به چپها معروف بودند، در دوران اقتدار سیاسی خود، یعنی اولین سالهای پس از شهادت آیت، روی خوشی به بزرگداشت و معرفی ایشان نشان ندادند و باعث شدند كه غبار فراموشی، روی شخصیت شهید آیت بنشیند. غباری كه بعدها، افراد جریانهای رقیب هم برای زدودن آن كوششی نكردند.
افراد و نشریات وابسته به جریان چپ، در 28 سال گذشته، اگر در مورد شهید آیت سكوت نكرده باشند، هر وقت كه به او اشاره كرده اند، بدون پیشوند «شهید» و با عباراتی همچون «مرحوم آیت»، «حسن آیت» و… بوده است.
در پرونده شهید آیت، ابتدا به ریشه یابی سكوت در مورد شهید آیت پرداخته ایم. سپس در گفتگویی با محسن آیت، فرزند شهید، ابهامات ترور ایشان را مرور كرده ایم و در نهایت به نوع رابطه شهید با مظفر بقایی كه به عنوان پاشنه آشیل ایشان روی آن مانور داده می شود پرداخته ایم.
2. شهید آیت، میرحسین موسوی و فراماسونری
امیر سعید نقی زاده سهی، عضو واحد دانشجویی حزب جمهوری اسلامی و قائم مقام مدیرمسئول نشریه كارگری حزب (صالحان سازنده) بوده است. او كه از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با شهید آیت حشر و نشر  داشته است و خود را مرید ایشان می داند، می گوید:
«شهید آیت، بارها در جلسات حزب، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را التقاطی معرفی می كرد. ایشان، جبهه ملی،‌ نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق را حلقه های پی در پی یك زنجیر می دانست. تشكیلاتی مثل جاما و جنبش مسلمانان مبارز را هم كه حبیب الله پیمان رئیس آن بود، در چهارچوب این جریان ارزیابی می كرد. میرحسین موسوی و همسرش قبل از انقلاب اسلامی، عضو جنبش مسلمانان مبارز بودند. شهید آیت این دو نفر را كماكان شیفته این جریان و سلسله می دانست...
شهید آیت معتقد بود كه استعمار در برابر مبارزان اصیل، مبارزان قلابی و بدلی به وجود می آورد. ایشان صراحتا میرحسین را یك انقلابی قلابی می دانست. مخالفت شخصیتی مثل بنی صدر با وزارت میرحسین موسوی هم، برای قهرمان كردن و جا زدن او به عنوان یك مبارز اصیل در چشم انقلابیون بود... اینها پس از شهادت آیت، كه قدرت در دستشان بود، سالگرد شهادت آیت را از تقویمها حذف كردند.»(1)
علیرضا نادعلی از اعضا حزب جمهوری اسلامی می گوید:
«شهید آیت یك مدتی معاونت سیاسی حزب بود... یادم هست كه شهید آیت سر درگیری با مهندس موسوی، از حزب قهر كرده بود و جلسه شورای مركزی را هم حتی نمی آمد... شهید آیت، خیلی تند و محكم به ملی گراها و سلطنتی ها و منافقها حمله می كرد، با الفاظ خیلی عجیب. خب ما هم واقعا با همه ضعف معلوماتی كه داشتیم، می دانستیم حالا «بازرگان» یا «سنجابی» یا بعضی دیگر خب انقلابی نیستند. با «امام» صد در صد نیستند. ولی شهید آیت علنا مطرح می كرد كه خیلی از این ملی ها اصلا دین ندارند و ضدانقلابند و منتظر فرصتند كه به جمهوری اسلامی ضربه بزنند. این طرف، خوب میرحسین و بعضی دور و بری هایش سمپاتی داشتند به این ملی ها.»(2)
اختلاف شهید آیت با میرحسین موسوی، ادعایی نیست كه تنها یكی دو نفر از اعضای حزب جمهوری اسلامی گواه آن باشند. هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت موسس حزب در خاطرات خود از 6 اردیبهشت 1360چنین می نویسد:
«شب در جلسه مشترك مسئولان اجرایی و نمایندگان مجلس حزب شركت كردم. مقداری از وقت در انتقاد از حزب و روزنامه [جمهوری اسلامی] گذشت. آقای آیت به خط روزنامه اعتراض داشت، آقای [میرحسین] موسوی دفاع كرد.» (3)
هاشمی همچنین در بیان خاطرات روز 14 تیر 1360 می نویسد:
«جلسه علنی داشتیم. معرفی وزیر خارجه مطرح بود كه تصویب شد. آقای مهندس میرحسین موسوی سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، وزیر خارجه شد. از اول كار، آقای رجایی ایشان را معرفی كرده بود. بنی صدر قبول نمی كرد. آقایان (دكتر حسن) آیت و احمد كاشانی مخالفت كردند و عكس العمل بدی داشت؛ مخصوصا از آقای آیت كه عضو شورای مركزی حزب است.» (4)
متن نطق شهید آیت در مخالفت با وزارت خارجه میرحسین موسوی در مجلس شورای اسلامی كه در تاریخ 14 تیر 1360، یعنی یك هفته بعد از انفجار هفت تیر صورت گرفت به این شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم. من با اینكه اسم نوشته بودم،‌ در این شرایط حساس،‌ در این شرایطی كه ملت هم عزادار است و هم دچار موفقیتهایی شده است، نمی خواستم صحبت كنم اما در محظور بودم. یكی همین كه اشاره كردم، شرایط حساسی است كه ممكن است مخالفت من باعث سوء استفاده بشود و از طرفی هم هنوز بوی خون پاك شهدا از دفتر حزب جمهوری اسلامی به مشام می رسد و هنوز مركب عزل رئیس جمهور بی كفایت خشك نشده است.
از این جهت كه بعد تاریخ قضاوت بدی نكند، تمام مطالبم را در این خلاصه می كنم كه دوست قبلی ما [سخنران قبلی مجلس كه در موافقت با موسوی سخن گفت] گفتند كه نظریات آقای موسوی درباره آقای دكتر مصدق مربوط به گذشته بوده است. كاری نداریم كه این گذشته سال 58 و سال نزدیك به ما و سال 59 هست. اما اگر ایشان الآن هم به این سئوال من پاسخ بگویند شاید مساله حل شده است كه آیا ایشان مصدقِ امام را قبول دارند كه امام می فرمایند مصدق به اسلام سیلی زد،‌ مصدق، مسلم نبود؟ در زمان مصدق به چشم سگ عینك زدند و روی آن نوشتند آیت الله. در زمان مصدق روزنامه شورش كه مورد تایید مصدق بود، تصویر آیت الله كاشانی را به صورت سگ و مار و عقرب می كشید. آیا این مصدق را قبول دارند یا مصدق سرمقاله 28 تیر 1358 و 14 اسفند 1358 و مقاله اخیری كه تحت عنوان "خیابان مصدق" نوشتند؟(5) كدامیك از این دو مصدق را، ایشان صریحا بگویند كه الآن پس از آن بیانات امام قبول دارند؟ آیا رفراندوم مصدق را در سلسله مقالاتی كه حمام(؟) نامی در روزنامه جمهوری اسلامی نوشته بود و او را یك عمل ضدامپریالیستی قلمداد كرده بود، آن را قبول دارند و یا رفراندومی كه امام فرمودند تقلبی بود؟ و به منظور تحمیل قانون اساسی آمریكایی بود و سر یك الاغ رای بسته بودند و بردند در صندوق مخالفین انداختند و همینطور سایر خطوط كه اشاره شد؟
مطلب زیاد است ولی شرایط كنونی را من مناسب برای طرح این مسائل نمی دانم ولی این سئوال را دلم می خواهد كه ایشان صریحا جواب بدهند. والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته.» (6)
مشروح مذاكرات مجلس در روز 14 تیر 1360نشان می دهد كه موسوی از دادن پاسخ صریح به سئوال شهید آیت طفره می رود. به هر حال در آن روز، مجلس شورای اسلامی به وزارت میرحسین موسوی رای مثبت داد. سیدحسن آیت هم یك ماه بعد از این نطق، صبح روز 14 مرداد 1360 در برابر منزل خود هدف رگبار قرار گرفت و به شهادت رسید. 14 مرداد، روزی بود كه قرار بود مجلس به كابینه جدید، یعنی كابینه شهید باهنر رای دهد. میرحسین موسوی، دوباره جزو اعضای پیشنهادی این كابینه بود.
شاه كلید مخالفت شهید آیت با میرحسین موسوی؛ عضویت در فرقه رازآمیز
هفته نامه تعطیل شده شهروند امروز، نشریه وابسته به اصلاح طلبان، سال گذشته زمانی كه هنوز از كاندیداتوری ریاست جمهوری میرحسین موسوی سخنی نبود و بسیاری از طرفداران جوان و دوآتشه امروزش اسم او را هم نشنیده بودند و چهره اش را نمی شناختند، پرونده ای درباره شهید آیت منتشر كرد كه در آن ناخواسته و در لفافه، شاه كلید مخالفت شهید آیت با موسوی را لو داده است. البته در آن زمان، چون هنوز زمزمه ای از كاندیداتوری موسوی نبود و او در كانون توجهات قرار نداشت، كسی و به احتمال زیاد حتی خود گردانندگان نشریه، متوجه نشدند كه شهروند امروز چه گافی داده است.
ابراهیم اسرافیلیان، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی، دوست و همراه دیرینه شهید آیت، در مصاحبه با شماره مذكور از هفته نامه شهروند امروز، یعنی شماره 59،‌ مورخ 27 خرداد 1387 چنین گفته است:
«آیت درباره بسیاری از رجال سیاسی مدرك مستند داشت و درباره بنی صدر در جلسه ای صحبت كرده بود كه علیه او توطئه كردند و با پخش نوار آن جلسه، او را متهم به كودتاچی بودن كردند و این پاشنه آشیل آیت شد. در حزب جمهوری هم به او گفته بودند كه تو چرا این حرفها را درباره بنی صدر زده ای كه او گفته بود این آدم آمده است تا ریشه جمهوری اسلامی را بزند و من سند دارم.(7) در آن جلسه یكی از آقایان گفته بود كه لابد تو درباره من هم سند داری كه آیت در پاسخ به او گفته بود اتفاقا درباره تو هم سند دارم.»
اسرافیلیان در ادامه این مصاحبه می گوید:
«حتی همان روزی كه آیت ترور شد، همراه خود اسناد ارتباط فردی با فراماسونری را داشت كه آن فرد می خواست پستی بگیرد و آیت آن اسناد را به همراه داشت تا برود و تكلیف آن فرد را روشن كند. وقتی هم كه ترور شد آن پوشه را بردند و بعدا باجناق آیت هرچه دنبال آن پوشه رفت تا بگیرد، نتیجه ای نگرفت.»(8)
با مقدماتی كه گفته شد، هر خواننده هوشمندی، می تواند حدس بزند منظور از شخص مرتبط با فراماسونری كه نام او در مصاحبه شهروند امروز نیامده چه كسی است. پرس و جوی نگارنده از برخی اعضای حزب جمهوری اسلامی، نشان داد كه شهید آیت در مورد میرحسین موسوی چنین ادعایی داشته است. متاسفانه هیچ كدام از این اعضا، حاضر نشدند كه نامشان حتی به صورت مخفف منتشر شود. با این حال، مصاحبه ای كه اخیرا روزنامه وطن امروز با اسرافیلیان انجام داده است، بر درستی حدس ما صحه می گذارد. اگر در مصاحبه سال گذشته شهروند امروز، نام فرد مرتبط با فراماسونری نیامده است، در مصاحبه تازه وطن امروز، نام میرحسین موسوی آمده است ولی نام تشكیلات مورد نظر شهید آیت (فراماسونری) احتمالا بنا به ملاحظاتی حذف شده است. از این رو، مصاحبه های شهروند امروز و وطن امروز، مكمل یكدیگر هستند.
اسرافیلیان در مصاحبه با وطن امروز می گوید:
«...شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور كرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل می‌كند و می‌گوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت كند اما او گفت، امروز(چهارشنبه 14 مرداد 1360) باید تكلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقت‌ها را برای مردم روشن كنم.
وطن امروز: اسناد مربوط به چه نقاط تاریكی از موسوی بود؟
این اسناد ارتباط موسوی با [...] را اثبات می‌كرد اما آیت زمانی كه از در منزل خارج می‌شود در فاصله 30  تا 40 متری بنزی مشاهده می‌شود كه راننده ‌آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش می‌شود كه از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور می‌شود و نزدیك به 65 گلوله به بدنش اصابت می‌كند و هنوز جای گلوله‌ها روی در منزل او هست.»(9)
 نقی زاده سهی هم در مورد ادعای ماسون بودن میرحسین موسوی چنین می گوید:
«البته از شهید آیت چنین مطلبی نشنیده ام. آخرین بار هم كه ایشان را دیدم، حدود سه هفته قبل از ترور بود. اما آقای «ك»، یكی از دوستان حزبی، از محمد مُكری(10)، اولین سفیر جمهوری اسلامی در شوروی، نقل می كرد كه میرحسین موسوی فراماسون است.» (11)
از سوی دیگر، اسرافیلیان در مصاحبه با وطن امروز، بر وجود چنین قولی از محمد مكری اینگونه صحه می گذارد:
«پروفسور محمد مكری هم كه استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی می‌كرد، می‌گفت یكسری اسناد دارد كه از آیت و دیالمه گرفته است، اما الآن هیچ خبری از پروفسور مكری ندارم و اصلا نمی‌دانم زنده است یا نه.»(12)
راقم این سطور نیز در آبان ماه 1386، مصاحبه ای با «ش، ز» درباره ادبیات داستانی غرب و داستایوسكی، نویسنده روس، داشت. مصاحبه شونده در گپ بعد از مصاحبه چنین گفت: «یكی از اساتید تاریخ معاصر ایران می گفت میرحسین موسوی فراماسون است و سند ماسونی او را دیده است.»(13)
توجه به سه نكته در زندگی میرحسین موسوی، تصور عضویت او در تشكیلات فراماسونری را كه در نظر اول دور از ذهن به نظر می رسد، امكان پذیر می كند:
1- موسوی در زمان پیروزی انقلاب اسلامی، 37 ساله بوده است. او در آن زمان،‌ جوانی در دهه بیست تا سی سالگی عمرش نبوده است كه سن كمش، مانع از تصور عضویتش در تشكیلاتی همچون فراماسونری باشد؛ تشكیلاتی كه با جوانان میانه چندانی ندارد و 21 سالگی، حداقل سن برای عضویت در آن است.
2- موسوی، با آنكه 37 سال از عمرش را دوران پهلوی گذرانده است، بر خلاف اكثر قریب به اتفاق هم رده هایش، كه بعضا كم سن و سالتر از او هم بوده اند، سابقه حتی یك روز بازداشت، زندان یا تبعید را در این دوران ندارد.
3- میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، در سالهای 1356 و 1357، بدون قصد تحصیل و دانشجویی، یك سال و نیم در آمریكا زندگی كرده اند. كشوری كه مهد فراماسونری و سازمانهای شبه ماسونی است و از جمعیت نزدیك به 240 میلیونی آن در سال 1980، حدود 4 میلیون نفر، ‌عضو لژهای فراماسونری بوده اند.(14)

فرارهای رو به جلو؟
یازده اسفند 1376، میرحسین موسوی در حالی كه نزدیك به 9 سال از سكوتش می گذشت، ناگهان در مراسم پنجاهمین سالگرد تاسیس انجمن اسلامی دانشكده فنی دانشگاه تهران، لب به سخن گشود و سخنرانی مفصلی ایراد كرد. جالب اینجاست كه موضوع این سخنرانی بی سابقه، لزوم توجه به نقش فراماسونها و صهیونیستها در تحولات جهان و رد تئوری توهم توطئه است!(15) این سخنرانی در زمان خود، اعتراض دوستان اصلاح طلب میرحسین را كه هرگونه توجه به نقش ماسونها در تحولات سیاسی و اجتماعی را توهم توطئه می دانند برانگیخت، به گونه ای كه مثلا احمد زیدآبادی،‌ مقاله ای علیه میرحسین موسوی منتشر كرد. آیا با توجه به حوادث چند ماه اخیر، نمی توان سخنرانی یازده سال پیش میرحسین را فرار به جلویی هوشمندانه، برای خنثی كردن افشای وابستگی او به فراماسونری در سالهای بعد دانست؟
عبدالله شهبازی، یهودپژوه و ماسون پژوه مشهور، كه پس از دیدار خصوصی اش با میرحسین موسوی در زمستان 1387،  به طرفدار سفت و سخت او تبدیل شده است و با وجود ایستادگی موسوی در برابر جمهوری اسلامی و حمایت همه جانبه غرب از او، هنوز از این طرفداری دست بردار نیست، در یادداشتی به تاریخ 21 تیر 1388 چنین می نویسد:
«چگونه می‌توانم باز هم از فراماسونری سخن بگویم زمانی كه بی‌پروا، برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی، را به «فراماسون» بودن متهم می‌كنند!»(16)
این در حالی است كه در آن تاریخ، هیچ سایت یا نشریه ای وابسته به جریان مورد اشاره عبدالله شهبازی، چنین اتهامی را در مورد موسوی منتشر نكرده بود. و البته تاكنون نیز با صراحت، چنین اتهامی منتشر نشده است. می توان گفت مقاله ای كه خواندید، اولین مطلبی است كه با صراحت چنین اتهامی را مطرح می كند.
 3. ابهامها در ترور آیت در گفتگو با فرزند شهید
محسن آیت، فرزند شهید در پاسخ به این سئوال كه علت گمنامی شهید را در چه می دانید می گوید: متاسفانه حتی پس از انقلاب اسلامی، در بسیاری موارد، افراد وابسته به جریانات فكری بی اصالت و یا دست كم اشخاص تابع مورد توجه قرار گرفته اند و سیاستمداران مستقل و خوش فكر در زمان حیات به حاشیه رانده شده اند و پس از حیات سانسور شده اند. شهید آیت هم از این قاعده مستثنی نبوده و نیست. طبعاً استقلال رای و بینش قوی ایشان نمی توانسته مقبول نظر قدرت طلبان قرار بگیرد.
محسن آیت، در پاسخ به این سئوال كه آیا در ترور شهید آیت ابهامی وجود دارد می گوید: با توجه به مواضع سیاسی شهید آیت در رویارویی با طیف وسیعی از مخالفان تفكر راستین انقلاب اسلامی، موارد مبهمی در این حادثه وجود دارد و مثلا این اطمینان وجود ندارد كه آیا تنها گروه مشاركت كننده در ترور ایشان، مجاهدین خلق بوده اند یا مجموعه های دیگر هم به نوعی در این ماجرا نقش داشته و احتمالاً انجام برخی هماهنگی ها را به عهده داشته اند.
او در توضیح این ابهامات می گوید: یكی از محافظان شهید آیت، درست شب قبل از ترور عوض شده بود كه این مساله در آن شرایط  بسیار عجیب می نمود. پاسداری كه در زمان ترور، همراه ایشان بود، مهارت كافی نداشت و نه تنها اقدامی برای دفاع از شهید آیت به عمل نیاورد، بلكه عملاً در صندلی عقب خودرو و پشت سر ایشان پناه گرفت.
محسن آیت كه شاهد صحنه ترور پدرش بوده و در آن زمان 14 سال داشته است، می گوید: چهره فردی كه به عنوان ضارب اصلی معرفی و مجازات شد با چهره كسی كه به ایشان تیراندازی كرد شباهت كامل نداشت. فردی كه پدر را به رگبار بست، فردی با محاسن مشكی بود، اما فردی كه به عنوان ضارب ایشان محكوم شد فردی بور بود و شاید لازم می بود كه برای روشن شدن قضیه، تحقیقات مفصل تری صورت بگیرد. او می افزاید: در صحنه ترور، تنها در عرض چند ثانیه پرالتهاب، بیش از 60 گلوله شلیك شده است و در چنین شرایطی روشن شدن جزییات حادثه نیازمند بررسی دقیق تری بوده است. محسن آیت می گوید: با توجه به اینكه ضارب معرفی شده، عامل  بیش از 20 مورد فعالیت تروریستی بوده است و اعتراف به ترور شهید آیت، تغییری در مجازات او به وجود نمی آورده است، این امكان وجود دارد كه برای فرار ضارب اصلی، اجرای ترور را به عهده گرفته باشد.
محسن آیت می گوید: شهید آیت كه در زمان انفجار هفت تیر، به دلیل خستگی، سالن محل انفجار را ترك كرده بود و از این انفجار جان سالم به در برده بود بعد ازاین واقعه می گفت، كسانی كه از حزب و بیرون حزب به جلسه هفت تیر دعوت شده بودند، كسانی بودند كه با آنها از نظر خط فكری هم نظر بودم و كسانی كه با آنها همفكر نبودم عموما یا به جلسه دعوت نشده بودند یا در زمان انفجار، به بهانه های مختلف، جلسه را ترك كرده بودند. به همین لحاظ پس از واقعه هفت تیر، جناح فكری شهید در شورای مركزی حزب در اقلیت قرار گرفته بود.
محسن آیت معتقد است شهید آیت در روزهای آخر حیات، از اینكه پس از خلع بنی صدر، مجدداً افرادی با تفكرات انحرافی قدرت گرفته اند ناراضی بود و حتی در روز شهادت ( 14 مرداد ماه 60 ) كه رای اعتماد به كابینه شهید باهنر مطرح بود، نگران سپردن سمت های حساس به اشخاصی با سوابق نامطلوب بوده است. پس از رای اعتماد مجلس به وزارت خارجه میرحسین موسوی هم، ایشان می گفت اگر انفجار هفت تیر روی نداده بود، در مجلس، اینقدر تنها نمی ماندم و افراد بیشتری با من در مخالفت با وزارت او همراهی می كردند.
4. شهید آیت و مظفر بقایی
شهید آیت، مرید یا منتقد مظفر بقایی؟
شهید آیت كه از سنین نوجوانی یك فعال سیاسی بود، در سیر زندگی سیاسی خود، سابقه عضویت در حزب زحمتكشان، به رهبری مظفر بقایی را دارد. از آنجا كه مظفر بقایی در تاریخ سیاسی معاصر ایران و خصوصا در جریان اختلاف بین آیت الله كاشانی و دكتر مصدق، عنصری بدنام است، مخالفان آیت، به سابقه عضویت او در حزب زحمتكشان و ارادتش به مظفر بقایی تاكید می كنند. این مخالفان، با وجود شهرت به حق یا ناحق بقایی به عنوان یك مهره انگلیسی، اولا آیت را «سرسپرده» بقایی معرفی می كنند، ثانیا موذیانه در صدد القای این مطلب هستند كه آیت به دستور بقایی، اصل ولایت فقیه را برای گنجاندن در قانون اساسی مطرح كرده است. اما آیا شهید آیت، مرید بقایی بوده است؟
شواهد تاریخی برخلاف ادعای مخالفان آیت، بر استقلال رای و روحیه انتقادی او در برابر بقایی دلالت می كنند. تا آنجا كه سرانجام شهید آیت به دلیل رویه انتقادی خود در برابر بقایی از حزب زحمتكشان اخراج می شود! جالب است كه منتقدان شهید آیت، به سابقه عضویت او در حزب بقایی اشاره می كنند، اما به اخراج او از حزب اشاره نمی كنند! نامه 94 صفحه ای مورخ 3/9/1342 شهید آیت به مظفر بقایی كه سراسر، انتقاد از رویه سیاسی بقایی وحزب زحمتكشان است، سندی است كه مدعیان سرسپردگی شهید آیت به بقایی نمی توانند وجود آن را انكار كنند.(17)
درمورد مناسبات بین شهید آیت و بقایی در كتاب «زندگینامه سیاسی دكتر مظفر بقایی»، چنین می‌خوانیم:
«تحولات سالهای 1341 و 1342،‌ بسیاری از نیروهای حزب زحمتكشان را كه با انگیزه های مذهبی وارد صفوف این تشكیلات شده بودند،‌ در مقابل مواضع رسمی بقائی قرار داد...بدون تردید برجسته ترین منتقد خط مشی بقائی در این زمان،‌ سید حسن آیت بود.»(18)
«در نیمه دوم دهه سی، تحولات مهمی در صفوف حزب زحمتكشان بروز كرد كه منشاء حوادث زیادی شد.
یكی از مهمترین این تحولات شكل گیری نسلی از اعضای حزب بود كه تعلقات و گرایشهای مذهبی داشتند. اینان جشن گرفتن روز 28 مرداد و اطلاق قیام ملی به آن كودتا را مورد انتقاد سخت قرار دادند، از نهضت امام خمینی حمایت كردند و به طور كلی فراكسیون جدیدی را در درون حزب شكل دادند. اینك دو نسل از اعضای حزب قابل شناسایی بودند:‌ نسل اولِ اعضای حزب كه همچنان شاه را از تعرض و یا حتی انتقاد مصون می دانستند و گروهی دیگر كه نوك تیز حملات خود را متوجه دربار می كردند. بقانی خود در صف نخست قرار داشت و حركت 15خرداد را هم مورد انتقاد قرار می داد، به همین دلیل وی تا مدتها بعد از آن هم در برابر این حادثه سكوت كرد و با انتقاد جدی اعضای مذهبی حزب مواجه گردید. نخستین كنگره حزب نیز در سال 1341 در اصفهان برگزار شد و از آنجا نخستین زمزمه های انتقاد از بقایی به گوش رسید. برجسته ترین چهره منتقد بقایی در این دوره سیدحسن آیت بود كه بدون پروا اقدامات حزب زحمتكشان را به باد انتقاد گرفت. از این دوره تا پیروزی انقلاب دو صف متمایز در حزب قابل مشاهده بود.
دوره ششم فعالیت حزب زحمتكشان از سال 1342 آغاز گردیده و تا مقطع پیروزی انقلاب اسلامی تداوم می یابد. در این دوره شخص بقائی فعالیت سیاسی مهمی نداشت،‌ لیكن اعضای مذهبی حزب در برخی تحولات سیاسی این زمان ذی نقش بودند و به همین دلیل از حزب اخراج شدند، دو تن آنان سیدحسن آیت و شیخ رضا فعال بودند. آیت در نیمه های دهه چهل(19) و فعال در نیمه های دهه پنجاه از حزب زحمتكشان اخراج شدند، هرچند آیت بعدها در دوره اول مجلس خبرگان از بقایی تمجید كرد.» (20)
امیرسعید نقی زاده سهی(21)، از اعضای حزب جمهوری اسلامی كه از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با شهید آیت حشر و نشر داشته است و خود را مرید ایشان می داند، در مورد تمجید شهید آیت از بقایی در مجلس خبرگان قانون اساسی چنین می گوید:
«شهید آیت در مجلس خبرگان گفت هر انسانی مجموعه ای از خوبیها و بدیها است و البته نسبت این خوبی و بدی در افراد مختلف متفاوت است. اما كسانی كه این روزها به بقایی حمله می كنند، به خاطر بدیهای او نیست. ای كاش به خاطر بدیهای بقایی به اوحمله می كردند. آنها به بقایی به خاطر خوبیهای او حمله می كنند و گرنه خود من (آیت)، بزرگترین منتقد بدیهای بقایی هستم. مخالفان من، خوبیهای بقایی را قبول ندارند و با بدیهایش موافقند»(22)
رابطه اصل ولایت فقیه و مظفر بقایی
مخالفان ولایت فقیه بارها این شایعه را تكرار كرده اند كه تلاش آیت برای گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، پروژه ای بوده است كه مظفر بقایی به آیت دیكته كرده است. اما جالب اینجاست كه این مخالفان، هیچگاه به این موضوع كه بقایی متهم به مشاركت در كودتای نوژه بود و به این خاطر بازداشت شد و در همان اشاره نمی كنند.(23) كودتایی كه محور اصلی آن، بمباران بیت امام در جماران بود. این مخالفان باید به این سئوال پاسخ دهند كه چگونه بقایی از یك طرف، زمینه را برای جاری شدن ولایت امام خمینی در جامعه مهیا كرده است و از طرف دیگر در كودتایی كه بر ضد ولی فقیه تدارك دیده شده مشاركت داشته است.
نقی زاده در مورد رابطه اصل ولایت فقیه و بقایی چنین می گوید:
«با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام اسلامی،‌ مظفر بقایی در دی ماه 1358 یك میهمانی برگزار كرد و در حضور دوستانش اعلام بازنشستگی سیاسی كرد. او در سخنرانی اعلام بازنشستگی سیاسی خود، صراحتا گفت كه ولایت فقیه را دو ریال قبول ندارد و حالا كه شرایط جامعه به گونه ای است كه اكثر مردم، سیستم ولایت فقیه را قبول دارند از صحنه سیاست كنار می رود. گروه لطف الله میثمی هم در همان ایام، این سخنرانی را پیاده كردند و در قالب كتابی با عنوان "افول یك مبارز" منتشر كردند كه این صحبتها را در آنجا می توانید بخوانید. وقتی موضع یك شخص در برابر ولایت فقیه اینگونه است، چگونه می توانیم آیت را در مطرح كردن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، تحت تاثیر او بدانیم؟»(24)
پی نوشت:
1- مصاحبه نگارنده با امیر سعید نقی زاده سهی. او متولد 1339، دارای مدرك لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران است. او به واسطه دوستی دایی اش، آقای "خرم بخت" با شهید آیت، از سالهای قبل از انقلاب با شهید محشور بوده است. نقی زاده سهی در حال حاضر،‌ مدیر مسئول مجله «فیلم و سینما» و كارشناس روابط عمومی سازمان صدا و سیما است.
2- رضا گلپور، «شنود اشباح»، انتشارات كلیدر، چاپ نخست، پاییز 1381، صفحه 524
3- عبور از بحران، كارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1360، دفتر نشر معارف انقلاب، به اهتمام یاسر هاشمی،  چاپ نهم، 1386، ص 74
4- همان،‌ صفحه 161
5- منظور شهید آیت، سر مقاله هایی است كه در تمجید از مصدق در روزنامه جمهوری اسلامی به سردبیری میرحسین موسوی منتشر شده بود. معمول این بود كه سرمقاله ها را سردبیر روزنامه می نوشت.
6- مذاكرات جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، جلسه 174، به نقل از سایت اینترنتی كتابخانه مجلس شورای اسلامی به آدرس www.ical.ir
7- این ماجرا، مربوط به قبل از حاد شدن اختلاف بنی صدر با نیروهای انقلاب است كه در نهایت به عزل او از ریاست جمهوری انجامید.
8- شهروند امروز، شماره 59،‌ 27 خرداد 1387، صفحه 62
9- وطن امروز، 20 مرداد 1388، صفحه 10
10- محمد مكری، متولد 1305 كرمانشاه، متوفای 1386 پاریس، از سال 1358 تا 1362، سفیر جمهوری اسلامی در شوروی و مغولستان بوده است. مكری در دانشگاه سوربن پاریس نیز سمت استادی داشته است.
11- مصاحبه نگارنده با امیرسعید نقی زاده سهی
12- وطن امروز، 20 مرداد 1388، صفحه 10، البته در این مصاحبه به اشتباه، نام محمد مُكری، «محمد مجری» تایپ شده است.
13- از یادداشتهای شخصی نگارنده در آبان 1386. در گفتگویی كه اخیراً برای تنظیم این مقاله با «ش ز» داشتم، «ش، ز» معتقد بود كه آن استاد تاریخ معاصر ایران در حال حاضر، مایل به طرح نامش در این موضوع نیست.
14- نجده فتحی صفوت در كتاب "فراماسونری در جهان عرب" كه در سال 1980 منتشر شده است (ترجمه یوسف عزیزی بنی طرف، نشر البرز، 1369) جمعیت فراماسونهای دنیا را 6 میلیون نفر برآورد كرده است كه حدود 4 میلیون نفر آنها در آمریكا، 1 میلیون نفر در انگلیس و 1 میلیون نفر آنها در سایر نقاط دنیا زندگی می كنند.
15- متن كامل این سخنرانی را در كتاب "شش گفتار"، نشر نی و همچنین آدرس اینترنتی زیر ببینید:
http://www.ghalamnews.ir/news-10165.aspx
16- سایت عبدالله شهبازی، یادداشت مورخ 21 تیر 1388
 
17-  متن كامل این نامه را در این منبع بخوانید:
آبادیان، حسین «زندگینامه سیاسی دكتر مظفر بقایی»، موسسه مطالعات و پ‍ژوهشهای سیاسی،‌ چاپ دوم، با ویرایش مجدد و اضافات، بهار 1386، صفحه 611
18- همان، صفحه 406
19- حمید سیف زاده از اعضای قدیمی حزب زحمتكشان درگفتگو با هفته نامه شهروند امروز، شماره 59،‌ 27 خرداد 1387، صفحه 69، چنین می گوید:‌«آیت...در نهایت در سال 47 به طور رسمی از حزب اخراج شد.»
20- آبادیان، صفحه 536
21- امیرسعید نقی زاده سهی، متولد 1339، دارای مدرك لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران است. او به واسطه دوستی دایی اش، آقای "خرم بخت" با شهید آیت، از سالهای قبل از انقلاب با شهید محشور بوده است. نقی زاده سهی در حال حاضر،‌ مدیر مسئول مجله "فیلم و سینما" و كارشناس روابط عمومی سازمان صدا و سیما است.
22- مصاحبه نگارنده با امیرسعید نقی زاده سهی، 11 مرداد 1388
23- در مورد مشاركت بقایی در كودتای نوژه و دستگیر شدن او به این اتهام، نگاه كنید به: آبادیان، صفحه های 521 تا 529
24- مصاحبه نگارنده با نقی زاده سهی


 لینک منبع: http://jew.blogfa.com/post-109.aspx